الی سیموندز در رقابت در چهارمین بازی های پارالمپیک خود

[ad_1]

tmp_XdLYMm_f67d04153623fcea_Ellie_Simmonds.jpg

الی سیموندز یک ورزشکار انگلیسی است که نیازی به معرفی ندارد. با پشتکار و سخت کوشی سیموندز برای اولین بار در سال 2008 در پکن ، به مرحله پارالمپیک صعود کرد و موفق شد اولین مدال طلای خود را در سن 13 سالگی حیرت انگیز کسب کند. از آن زمان ، او هشت مدال بازی های پارالمپیک به خانه برد ( پنج نفر از آنها ، طلا) ، جوانترین برنده جایزه شخصیت ورزش جوان بی بی سی در سال 2008 بود ، و سپس همچنین در 14 سالگی در سال بعد جوانترین دریافت کننده MBE شد.

پیش از سفر او به چهارمین بازی های پارالمپیک (بله ، چهارم) به توکیو ، ما با سیموندز همراه شدیم تا دریابیم که لگد زدن به پر سودترین اهداف شغلی خود در هنگام نوجوانی چه حسی دارد ، و او همچنین در مورد لحظه ای تأمل کرد. او در مسابقات پارالمپیک لندن در سال 2012 در زمین چمن خود طلا گرفت. البته ما همچنین می خواستیم بدانیم که این بار او بیشتر از همه هیجان زده است زیرا همه ما می دانیم که این امر کمی متفاوت به نظر می رسد.

“من فکر می کنم این جهان را به هم نزدیک خواهد کرد.”

“این سخت تر خواهد شد و قوانین زیادی وجود دارد ، اما برای [the Games] در چنین شرایطی اتفاق می افتد ، خوب خواهد بود ، “سیموندز به POPSUGAR گفت:” من فکر می کنم این جهان را به هم نزدیک خواهد کرد. المپیک و پارالمپیک به هر حال این کار را انجام می دهند اما فکر می کنم با تمام چیزهایی که ما در این سال گذشته تجربه کرده ایم ، افراد بیشتری را گرد هم خواهد آورد. “

به خواندن ادامه دهید تا بفهمید دقیقاً در مورد چه چیزی پیش از سفر سیموندز به ژاپن گپ زده ایم.

POPSUGAR: آیا می توانید لطفاً به من بگویید که چگونه وارد شنا شدید و چه انگیزه ای باعث شده است که از چنین جوانی به رقابت بپردازید؟

الی سیموندز: بنابراین ، من از پنج سالگی شنا را شروع کردم. من از یک خانواده بزرگ هستم – سه خواهر و یک برادر دارم – و من کوچکترین هستم. بنابراین برای من ، من همیشه به یاد می آورم که در حاشیه نشسته ام ، تماشا می کنم خواهران و برادرانم شنا را یاد می گیرند و سپس مورد بعدی که می دانستم ، نوبت به یادگیری من بود. [I was excited,] نه فقط برای یادگیری نحوه ایمن بودن در اطراف آب بلکه فقط به این دلیل که من کودک بسیار فعالی بودم و از کسالت بیزارم. من فقط شنا یاد نگرفتم ، بلکه باله ، مدرسه صحنه ، اسب سواری هم انجام دادم. به محض اینکه روز مدرسه را تمام کردم ، می خواهم بگویم “امشب به چه فعالیتی می رویم؟”

اما شنا با من کلیک کرد – نه فقط به این دلیل که در این کار مهارت داشتم ، بلکه به دلیل اینکه شنا یک ورزش کاملا وقت گیر است. بنابراین من فقط هفته ای یک بار شنا نمی کردم بلکه هفته ای دو بار شنا می کردم و از آخر هفته در لیگ های محلی شنا را به صورت رقابتی آغاز کردم. به نظر من ، نقطه عطف است [when I realised it was] آنچه در آینده می خواستم تماشای بازیهای پارالمپیک 2004 در آتن بود. من یکی از آن بچه هایی بودم که روی مبل نشسته بودم و بازی های المپیک را تماشا می کردم و سپس پارالمپیک را تماشا می کردم و کاملاً الهام گرفته بودم و از هیبت تماشای تیم GB که آن را خرد می کند و سپس پارالمپیک GB نیز آن را خرد می کند ، بسیار الهام گرفتم.

از مادرم پرسیدم که برای رفتن به بازیهای پارالمپیک و کسب مدال طلا چند سال داری؟ و فکر می کنم از کودکی فهمیدم این آرزوی من است. . . برای رفتن به یک پارالمپیک و گرفتن مدال طلا. این دیوانه است که فکر کنید چهار سال بعد من در سن 13 سالگی در پکن ، 2008 به اولین پارالمپیک خود می رفتم.

PS: منظور من این است که از تماشای بازیهای پارالمپیک در خانه الهام می گیرید یک چیز است ، اما اینکه آن را به سطح بعدی برسانید و به عنوان یک هدف برای بازیهای بعدی تلاش کنید ، بسیار جسورانه است.

این است: من از پدر و مادرم ، از خانواده ام حمایت زیادی داشتم و فکر می کنم ، برای من ، این کل انتقال از شنا در یک باشگاه با افراد توانمند بود ، به پدر و مادرم که تحقیق در مورد پارالمپیک ، در مورد مسابقات معلولیت و انتقال از مسابقه با افرادی که بسیار بالاتر از من هستند ، برای مسابقه با افرادی که دارای قد مشابه هستند. هنگامی که من در برنامه شروع شنای پارا شنا انگلیس پیش بینی شدم ، از جوانی از آنها حمایت کردم [and was encouraged to believe] اگر ادامه می دادم ، امیدوارم در آن سفر باشم و به بازیهای پارالمپیک بروم.

PS: آن انتقال چگونه بود ، رفتن از شنا در مسابقات با افراد توانمند ، به آنچه من تصور می کنم یک زمین بازی عادلانه باشد؟

این است: من آن را دوست داشتم ، زیرا من خیلی عادت داشتم که در برابر افرادی که ورزشکار شگفت انگیزی هستند مسابقه بدهم ، اما همچنین می دانم که هر بار که آنها را مسابقه می دادم ، آخرین نفر می شدم. و هرچه پیرتر می شوید سخت می شود ، کودک 8 یا 9 ساله ای باشید که تمام وقت آخرین حضور را دارد. اما بعد فهمیدم که در واقع ، وقتی در حال رقابت با افرادی هستم که در یک زمین بازی با من هستند ، در یک سطح هستند ، و شبیه به من هستند ، فهمیدم که واقعاً من خوب هستم. من کاملا شناگر خوبی هستم و خوب کار می کنم. من به یاد دارم که برای اولین بار در مسابقات نوجوانان شرکت کردم و در سال 2005 با یک جام از مسابقات خارج شدم زیرا خوب بودم. من فکر می کنم این یک زنگ بیدار شدن بود تا متوجه شوم که تمام وقت ضرر نمی کنم [anymore]، اما در واقع اکنون در حال انتقال هستم و برنده می شوم. منظورم این است که از یک نظر کاملاً هیجان انگیز است زیرا فهمیدم که بسیار خوب هستم.

PS: این خیلی کم گفته است که بگوییم شما به راحتی “خوب” بودید. شما در 13 سالگی مدال طلای پارالمپیک شدید و از آن زمان مدال های زیادی کسب کرده اید و MBE دریافت کرده اید. آیا در زندگی حرفه ای شما لحظه ای وجود دارد که آن را افتخارآفرین ترین لحظه خود بدانید؟

این است: احتمالاً در پارالمپیک 2012 لندن شرکت کرده است. برای من ، یک ورزشکار بریتانیایی ، در مقابل تماشاگران خانگی شرکت کردم ، تابستان سال 2012 را تماشا کردم و در آنجا المپیک را تماشا کردم و موفقیت شگفت انگیز تیم GB را دیدم ، تماشای Super Saturday ، تماشای مراسم افتتاحیه المپیک. و سپس مورد بعدی که می دانید ، نوبت ما بود ، برای مسابقات پارالمپیک.

جمعیت فروخته شده ، داشتن دوستان و خانواده ام ، افرادی از مدرسه من که قبلاً هرگز شنای من را ندیده بودند ، اما اکنون بازی های پارالمپیک را تماشا می کردند. برای من ، این تابستان بسیار شگفت انگیزترین تابستان بود و برای شرکت در مسابقات و شنای خوب ، با دو طلا ، یک نقره و یک برنز از من دور شد. آن تابستان ، هرگز ، هرگز فراموش نمی کنم. سال آینده 10 سال از المپیک 2012 لندن می گذرد و مردم هنوز ظاهر می شوند [to me] اکنون در خیابانها به من تبریک بگویید. قطعاً یک سال بود که هرگز فراموش نمی کنم و همیشه در کتابهای حافظه خود خواهم ماند.

PS: شما در شرف چهارمین بازی های پارالمپیک خود هستید. می توانید در مورد آمادگی خود برای این دیدار و اینکه آیا تفاوت آن با بازی های قبلی بوده است بگویید؟

این است: اوه ، کاملا من فکر می کنم ، دوباره ، من بزرگتر هستم. من پنج سال بزرگتر از آنچه در ریو 2016 بودم و بسیار بزرگتر از آن چیزی هستم که در مسابقات پکن و لندن شرکت کردم. همچنین ، ما در یک بیماری همه گیر بوده ایم. این کاملا متفاوت بوده است. ما چهار ماه در سال 2020 در قفل بودیم که اجازه هیچ کاری را نداشتیم و با شنا ، به استخر نیاز داریم. من نمی توانم این کار را در باغ پشت پدر و مادرم انجام دهم.

پس از آن ، ما بسیار خوش شانس بودیم که ورزشکاران نخبه هنوز مجاز به تمرین بودند ، اما حتی در آن زمان ، فقط در مراکز با عملکرد بالا بود. بنابراین از خانه به منچستر دور شدم و در آنجا آموزش دیدم. بنابراین ، قطعاً این صعود معمول به یک پارالمپیک نبوده است. اما فکر می کنم این فقط من نیستم ، بلکه همه دنیا هم هست ، نه؟ همه افراد تحت تأثیر این ویروس کرونا قرار گرفته اند و خوشبختانه دوستان من ، من ، خانواده ام ، همه ما در امنیت هستیم و در حال حاضر همه خوب هستیم.

PS: چگونه شدت و حرکت یکسانی را حفظ می کنید؟ بدیهی است که در یک سال گذشته با به تعویق افتادن بازی های پارالمپیک ، اما به طور گسترده تر ، حرفه شما برای مدت طولانی و از چنین جوانی بسیار موفق بوده است. چگونه این شدت و انگیزه را برای ادامه فشار به سمت مسابقات المپیک بعدی حفظ می کنید؟

این است: با افزایش سن انگیزه تغییر می کند. برای من ، رفتن به لندن ، انگیزه من این بود که در یک پارالمپیک خانگی شرکت کنم ، می خواهم موفق شوم و در مقابل تماشاگران میزبان مدال طلا بگیرم. سپس ریو دوباره بالای سر آن قرار گرفت ، اما به عنوان یک ورزشکار مسن تر ، و اکنون انگیزه من این است که فقط می خواهم به چهارمین پارالمپیک بروم تا بگویم که به بازی های چهارم رفته ام. بنابراین فکر می کنم شما همچنان تلاش می کنید. شما دقیقاً همان کار را ادامه می دهید ، اما اهداف شما تغییر می کند. و برای من ، دیدگاه متفاوتی نسبت به آن قائل هستم و با بزرگتر شدن درباره خودم می آموزم. بدن من نمی تواند کاری را که از 17 سالگی انجام داد انجام دهد ، زیرا اکنون یک ورزشکار مسن هستم. من خسته شدم. بنابراین من فکر می کنم شما اهداف و دیدگاه خود را در محیط تغییر می دهید ، اما همچنین سن بر موفقیت های مختلفی که می خواهید به دست آورید تأثیر می گذارد.

PS: آیا می توانید از طریق یک روز یا هفته آموزش در حال حاضر به من بگویید؟

این است: از ژانویه ’21 ، [my training schedule] کاملاً عادی بوده است ، خصوصاً اکنون که به لندن برگشته ام. بنابراین یک روز معمولی می تواند این باشد: من هشدارم را برای ساعت 4.50 تنظیم کردم ، از رختخوابم بلند شدم و می روم لوله اول را بگیرم. سپس از ساعت 6.30 صبح تا 8.30 صبح تمرین می کنم و سپس به خانه می آیم یا حدود یک ساعت و نیم به باشگاه می روم. بعد از آن ، من به خانه می آیم ، ناهار می خورم ، چرت می زنم و بعد از ظهر به استخر برمی گردم و دو ساعت دیگر از 3 بعدازظهر تا 5 بعد از ظهر شنا می کنم. بنابراین من هفته ای نه بار ، دو ساعت جلسه شنا می کنم ، بعلاوه من هفته ای دو بار ورزش می کنم و سپس یوگا نیز انجام می دهم.

PS: به نظر شما یوگا چگونه به سایر آموزش های شما کمک می کند؟

این است: فکر کنم بیشتر باشه [for my] ذهن به تازگی ، من از یین یوگا لذت می برم ، بنابراین بیشتر مربوط به نگه داشتن حالت های کششی طولانی تر و کشش است که برای بدن مفید است ، اما همچنین هنگامی که در پایان Savasana را انجام می دهیم ، بسیار آرامش بخش است. این زمانی است که من یک ساعت فرصت دارم خاموش شوم و تلفن خود را ادامه ندهم ، حواس پرتی نداشته باشم. فقط از سال گذشته ، در واقع ، سال گذشته بود که من شروع به انجام یوگا کردم و آن را در برنامه خود قرار دادم ، اما من آن را دوست دارم.

PS: پس از این مسابقات المپیک مشتاقانه منتظر چه چیزی هستید؟

این است: برای یک لحظه، [the plan is to] فقط به این بازی ها بروید و سپس ارزیابی کنید. فکر می کنم اگر بعد از بازنشستگی بازنشسته شوم دوست دارم همچنان درگیر این ورزش باشم. من شنا را دوست دارم و می خواهم به این ورزش برگردم. شاید مربیگری یا کار با بچه ها هم باشد ، شاید تبدیل شدن به یک معلم دبستان. من در سال 2017 به مسافرت رفتم و دوست دارم سفر و دیدن دنیا را ادامه دهم و کارهایی از این قبیل را انجام دهم. بنابراین فکر می کنم ، فقط می بینم. من فکر می کنم ما این یک سال گذشته را یاد گرفته ایم ، برنامه ریزی کارها دشوار است.

PS: آیا توصیه ای برای بچه های جوانی دارید که به عنوان یک رهبر ورزشی در شما نگاه می کنند و فکر می کنند ممکن است یک روز هم بخواهند در یک پارالمپیک یا المپیک شرکت کنند؟

این است: توصیه ای که می کنم این است که لذت ببرید و لذت ببرید. این سخت است ، زیرا شما باید تعادل مدرسه را نیز حفظ کنید ، اما باید از کاری که انجام می دهید لذت ببرید. همچنین ، تحقیق کنید ، در مورد مسابقات محلی اطلاعات کسب کنید ، از گفتگو با مردم نترسید و از آنها مشاوره بخواهید ، تماس بگیرید. من از صحبت با هم تیمی هایم چیزهای زیادی آموخته ام و هنوز هم دارم با کسانی صحبت می کنم که در گذشته این کار را کرده اند تا تجربه کسب کنند. و از دسترسیدن نترسید ، بلکه سعی خود را بکنید و سخت کار کنید. کار آسانی نخواهد بود

منبع تصویر: سپیدو

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>