بریجیت فلوید درباره زندگی از زمان مرگ برادر جورج فلوید


هیچ کس تصور نمی کند که شاهد کشته شدن یکی از عزیزان در تلویزیون ملی باشد. دنیا برادر من را با نام جورج فلوید می شناسد. غریبه ها تصویر او را به عنوان چراغ راهنما برای تغییر حمل می کردند و آخرین سخنان خود را در اعتراض فریاد می زدند. من در اعماق وجودم می دانم که برادرم واقعاً چه کسی بود. برای من ، او فقط فلوید بود.

او قلبی از طلا داشت ، و مانند یک برادر بزرگ واقعی ، او یک محافظ ، یک دوست و کسی بود که تا آخر خانواده برای همه ما آنجا بود. در آخرین سفر فلوید به خانه ام در کارولینای شمالی ، لیستی از وظایف و کارهای مشخص را برای او گذاشتم که می خواستم بچه هایم تا زمان شروع کار از عهده انجام آنها برآیند. وقتی به خانه رسیدم ، دیدم که او – درست مثل یک عموی معمولی – آنها را خراب کرده و هیچ کاری انجام نشده است. من نمی توانستم کاری کنم جز اینکه سرم را تکان دهم ، اما این نشان دهنده تعهد او نسبت به خانواده اش بود.

متأسفانه ، من فرصتی برای ایجاد خاطرات جدید با فلوید ، شنیدن خنده وی ، یا جوک گفتن ندارم. اکنون من متمرکز شده ام تا دنیا هرگز او را فراموش نکند. در حالی که این سفر یک سفر دردناک بوده است ، من درد خود را به هدف تبدیل می کنم.

برادر من همیشه به من می گفت ، “من طرفدار تو هستم” ، و این افتخار است که می دانم امروز – و تا آخر عمر – من طرف او هستم زیرا او نمی تواند اینجا باشد. من یاد گرفته ام که صدای من مهم است و از آن برای تغییر مثبت استفاده خواهم کرد. من می دانستم که باید بتوانم آزادانه درباره ضربه ای که من و خانواده ام مواجه شدیم صحبت کنم بدون اینکه نگران صحبت های دیگران باشم. من صدا و هدف خود را در یکی از ترسناک ترین لحظات زندگی ام پیدا کردم. من از طریق نقش خود به عنوان یک رهبر جامعه و فعال ، دیگران را قادر به درک و همچنین مدافع تغییر می کنم.

من در طی سال ها بسیاری از سیاه پوستان آمریکایی را دیده بودم که توسط پلیس کشته شدند ، اما همیشه دور به نظر می رسید – تا زمانی که جلوی درب منزل شما باشد. در حالی که من یک برادر خود را از دست دادم ، پسرانم (7 ، 8 ، 11 و 13 ساله) ، که بزرگ می شوند و تبدیل به مردان سیاه می شوند ، عموی خود را نیز از دست دادند. برای آمریکایی های سیاه پوست ، “صحبت های” ما در اتاق نشیمن فقط در مورد پرندگان و زنبورهای عسل نیست ، بلکه در مورد محافظت از خود در برابر نژادپرستی سیستمی است و اینکه اگر هرگز توسط پلیس متوقف شویم چه باید بکنیم. این صحبت با پسرانم متأسفانه با مثال واقعی برادرم همراه است. این نیز بخشی از دلیل احساس احساس مسئولیت اضافی برای تجمع در برابر تغییر است. کاری که امروز انجام می دهیم فردا بر جامعه ما تأثیر می گذارد و امیدوارم روزی در زمانی زندگی کنم که مادران و پدران سیاه پوست مجبور نباشند پسران و دختران ما را برای جهانی آماده کنند که فرزندان ما را تهدید می داند.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>