دالی پارتون بهترین رازهای زیبایی خود را برای انجام کارهای زیاد به اشتراک می گذارد – مصاحبه

[ad_1]

نگاه من همیشه به نوعی آشغال بود. این ایده یک دختر روستایی از گلم بود – جنگل های عقب (1) باربی. و حدس می زدم که بیش از حد زیاده روی کردم ، اما همیشه راحت بودم. بنابراین یادم می آید چت اتکینز ، یکی از مشهورترین نوازندگان گیتار جهان و یکی از دوستانم ، که مثل من در شرق تنسی به دنیا آمد و بزرگ شد و سالها رئیس RCA Records بود ، من را به کناری کشاند در روزهای اولیه من او گفت: “دالی ، من فکر نمی کنم که شما هرگز بخواهید همه کارهایی را که می خواهید انجام دهید با چنین ظاهری انجام دهید. شما یک دختر زیبا هستید ، به همه اینها احتیاج ندارید.” و فکر کردم ، خوب ، کاش این حرف را نمی زدی. من متنفرم که از نصیحت کسی که دوستش دارم و احترامش را دارم نگیرم. من فقط بیشتر و بیشتر نگاه می کردم و بعد از اینكه اینقدر مشهور شدم ، من در RCA بودم و او یكی از رئیسان من بود ، و بالا آمد و گفت: “حالا خوشحال نیستی كه از توصیه من استفاده كردی؟” و من گفتم: “بله ، درست است.”

کاری را انجام دهید که باعث خوشحالی شما شود ، زیرا اگر خوشحال باشید و راحت باشید ، مردم در اطراف شما خوشحال می شوند. آنها با شما راحت خواهند بود – حتی اگر ممکن است از نظر آنها مضحک باشید. زیرا چیزی در مورد شما وجود دارد که باعث می شود آنها احساس محتوا کنند. من موعظه نمی کنم [that] کسی باید شبیه من باشد اکثر مردم نمی خواهند اینقدر آرایش یا مو داشته باشند ، اما حداقل من یک چیزی را می دانم که واقعیت آن را می دانم: من با آنچه هستم راحت هستم. و من برای خودم لباس می پوشم. من کاری را انجام می دهم که باعث خوشحالی من شود. بنابراین من فقط به کسی می گویم: “اگر از آرایش بدون آرایش راحت هستید ، همینطور باشید. اگر می خواهید بیش از حد لباس بپوشید ، این کار را انجام دهید.”

من نمی دانم که یک چیز خوب در مورد افزایش سن وجود دارد. ما انجامش میدیم. اما برای من ، من همیشه یکسان نگاه کرده ام ، و فکر می کنم اگر 100 سال زندگی کنم تقریباً به این شکل نگاه خواهم کرد. من مثل خواهران گابور – Zsa Zsa و Eva – شما هرگز نمی دانستید چند ساله هستند بود. وقتی شما مثل من یک شخصیت کارتونی هستید ، هرگز نمی دانید پیر یا جوان آن شخص هستید. قرار نیست مثل قاضی جودی باشم که دوستش دارم مرگ کنم. او موهای خود و آرایش خود را بسیار عالی پوشیده بود ، اما اکنون او فقط به موهایی که یک موی سر جمع شده است رفته است – و خوب ، او راحت است و این همه خوب است. او با داشتن سن و سالی که داشت نمی خواست خیلی سخت کار کند. و من به آن احترام می گذارم و آن را دوست دارم. اما برای من ، فقط آنچه را که همیشه انجام داده ام انجام می دهم. من همانطور که همه باید بهترین کار را برای من انجام دهم.

من هرگز با چهره برهنه بیرون نمی روم. حتی وقتی بیرون می روم کسی ، لطفا تابوتم را باز کن تا کمی آرایش کنی. شب ها ، آرایش خود را روشن می گذارم. من نمی خواهم با بیگودی و کلاراسیل به رختخواب بروم و وصله هایم را برای همسرم وصله کنم (2). بسیاری از مردم می گویند ، “اوه ، شما هرگز نباید با آرایش خود به رختخواب بروید.” و من می گویم ، “شما هرگز نباید به من بگویید که چه کاری باید انجام دهم.” نمی دانم نیمه شب چه اتفاقی می افتد. شوهر من از سلامت جسمانی خوبی برخوردار نیست و من باید همیشه آماده آمبولانس باشم-آمبولانسی برای او یا برای من. من باید آماده زلزله باشم ، باید گردباد آماده باشم (3). من را با برهنه در خیابان ها بیرون نخواهید آورد مگر اینکه صبح مرا در حالی که صورتم را تمیز می کنم و آماده می شوم دوباره آن را بپوشم ، گیر بیاورید. اگر آن موقع مجبور بودم به خیابان ها بروم … احتمالاً فقط در گردباد می میردم. گرچه می توانم در مدت 15 یا 20 دقیقه آرایش کنم و تقریباً هر روز کلاه گیس می پوشم.

من چند خانه اینجا و آنجا پراکنده دارم. من وقت خود را در لس آنجلس می گذرانم ، و ما یک مکان در کنار دریاچه داریم و من یک آپارتمان کوچک در دفتر خود در مرکز شهر دارم [in Nashville]، و سپس خانه بزرگ من که در آن با شوهرم زندگی می کنم. بنابراین من کابینت های کلاه گیس کمی دارم که شریل [Riddle, my hairdresser,] در همه جا مستقر می شود و من همیشه می توانم بگویم ، “خوب ، بله ، امروز احساس می کنم چنین چیزی هستم.” کلاه گیس ها بسیار مفید هستند. دوست دارم بعد یک خط کلاه گیس انجام دهم. و قصد دارم آرایش کنم.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>