دانشمند لوازم آرایشی و بهداشتی سفر Adepoju در سفر ایجاد MDMFlow

[ad_1]

خیلی اوقات ، بهترین داستان های زیبایی ناگفته می مانند ، این فقط به رنگ پوست ، مذهب ، بیان جنسیت ، ناتوانی یا وضعیت اقتصادی اجتماعی فرد بستگی دارد. در اینجا ، ما میکروفون را به برخی از بلند پروازانه ترین و با استعدادترین صداهای صنعت منتقل می کنیم تا آنها بتوانند ، به قول خودشان ، داستان جالب توجهی راجع به چگونگی پیدایش – و اینکه چگونه از زیبایی برای تغییر صدا استفاده می کنند ، به اشتراک بگذارند. جهان برای بهتر. بعدی بعدی: فلورانس آدپوجو ، دانشمند لوازم آرایشی و بنیانگذار MDMFlow.

از بچگی مادر من واقعاً به زیبایی مشغول بود. او مدتی Avon را انجام داد و سپس به یاد می آورم که او شروع به استفاده از این مارک به نام Fashion Fair کرد. من مطمئن نیستم که آنها هنوز وجود دارند ، اما آنها به طور خاص برای زنان سیاه پوست ایجاد شده اند. من به یاد می آورم که با فونداسیون و کمی پودرهای جمع و جور بازی می کردم و این اولین کاوش من در زیبایی بود. اما این یک چیز شخصی نبود ، من مثل “اوه آره ، من خیلی زیبایی را دوست دارم ، می خواهم در صنعت کار کنم.” این فقط نوعی بود ، “اوه این چیزها خیلی عالی است ، این واقعا خلاقانه است.”

سالهای ابتدایی نوجوانی من زمانی بود که شخصاً به رابطه خود با زیبایی توجه کردم. در حدود 13 سالگی ، خانواده من به اسکس نقل مکان کردند ، و فرهنگ زیبایی اسکس – به طور خاص ، جایی که من در داگنهام به مدرسه رفتم – با اولین دبیرستان در شمال لندن بسیار متفاوت بود.

این اولین باری بود که من درمورد اینکه صنعت چگونه است و مناسب بودن صنعت در مورد رنگ پوست و قومیت های مختلف ، خودآگاهی دارم.

در اتوبوس ، دختران ریمل خود را می زدند و صورت کاملا آرایش می کردند و واقعاً توجه می کردند. و برای من ، این ایده را دوست داشتم که بتوانم خود را نمایندگی کنم ، چیزی که هنوز هم از نظر ایجاد ظاهر خاص و اینکه شما چیز. احساس می کنم شما می توانید این کار را بیش از هر چیز دیگری با زیبایی انجام دهید. من به خاطر می آورم که در آن سن به خصوص برای ریمل مژه و ابرو بسیار وسواس داشتم ، زیرا هنگامی که معلمان به من می گفتند حذف آن تنها چیزی بود که بسیار سخت بود. من کاملا آن را دوست داشتم.

در حدود سن دانشکده ، بنابراین احتمالاً حدود 16 سال ، من با تمام پیشخوان ها و آزمایشگرهای آرایش با دوستانم وارد فروشگاه های Boots می شوم. این یک تجربه جالب بود زیرا از یک طرف بسیار عالی بود زیرا محصول زیادی برای بازی و آزمایش وجود داشت. اما از طرف دیگر ، همه چیز برای رنگ پوست من مناسب نبود. من می توانستم یک لاک ناخن بسیار عالی پیدا کنم ، یک سایه چشم خوب داشته باشم ، اما پیدا کردن یک پایه برای آن دشوار بود. این اولین باری بود که من درمورد اینکه صنعت چگونه است و مناسب بودن صنعت در مورد رنگ پوست و قومیت های مختلف ، خودآگاهی دارم. همانطور که گفته شد ، من هنوز مثل “آره ، من می خواهم دنیای زیبایی را تغییر دهم” نبودم ، فقط این درک را داشتم.

در دانشگاه ، من زیست شناسی ، شیمی و هنر و طراحی خواندم. من در ابتدا می خواستم داروسازی بخوانم ، اما دو هفته تجربه کار در داروسازی را تجربه کردم و کاملاً از آن متنفر بودم. بنابراین من تمام این مدت را به این فکر می کردم که می خواهم داروساز شوم و اکنون نمی دانستم چه کاری انجام می دهم. سپس ، داشتم از طریق مرکز خرید Lakeside قدم می زدم و Benefit Cosmetics مرا متوقف کرد. من کمی بی ادب بودم و به آنها گفتم که می توانم محصولات را امتحان کنم ، اما توانایی پرداخت هزینه ای را ندارم. بانوی پیشخوان سپس پرسید که آیا به دنبال کار هستم؟ من گفتم بله حتی اگر نبودم ، بنابراین این اولین کار من در صنعت زیبایی در سن 17 سالگی بود.

در آن زمان ، لوازم آرایشی و بهداشتی Benefit در انگلستان کاملاً جدید بود ، اما واقعاً خوب بود ، زیرا در چنین جوانی مسئولیت زیادی به من رسید. به روشی عجیب و غریب ، این احساس مانند تجارت کوچک من بود ، حتی اگر اینطور نبود. در همان زمان بود که فکر کردم ممکن است واقعاً از کار در صنعت زیبایی لذت ببرم. من فکر می کنم افراد جوان امروز شاید وضعیت بهتری داشته باشند زیرا اطلاعات بسیار بیشتری به ویژه در مورد مشاغل موجود در صنعت وجود دارد. در حالی که ، من واقعاً چیز زیادی در مورد آن نمی دانستم.

اکنون ، من احساس می کنم که صنعت زیبایی باید از نظر شمول مسیری طولانی طی کند ، اما این یک سوراخ فاصله ای نیست.

در طول بازی در Benefit ، من برای آموزش به دفتر مرکزی مارک رفتم. آنها در مورد عطاری هایی که این عطرها را ایجاد می کنند و نحوه طراحی و تولید آن صحبت می کنند. در آن لحظه ، من به معنای واقعی کلمه لحظه eureka خود را داشتم. من فکر کردم “وای خوب ، دانشمندانی در این صنعت وجود دارند!” من به خانه رفتم و گوگل کردم: “چه کسی محصولات آرایشی درست می کند” ، “چگونه محصولات آرایشی درست کند” و در YouTube YouTube ویدیویی از دانشجویان کالج مد لندن ، از برنامه علوم آرایشی آنها دیدم. بلافاصله فکر کردم ، “این است. این مدرکی است که من برای تحصیل نیاز دارم و این من را در راهی که باید طی کنم هدایت می کند.”

در حین گرفتن مدرک تحصیلی من تجربه کاری زیادی کسب کردم. من به عنوان دستیار بازاریابی در بلژیک کار می کردم و کسی را نمی شناختم ، بنابراین وارد فروشگاه ها می شدم و با هر کسی که در فروشگاه بود چت می کردم. بیشتر اوقات با صاحب فروشگاه صحبت می کردم. یکی از دوستانم ، نلا ، که اکنون یکی از بهترین دوستان من است ، من به معنای واقعی کلمه با او آشنا شدم ، زیرا وارد مغازه او شدم و او یک جعبه توت فرنگی به من داد و سپس دوست شدیم. این درک اولیه من از مشاغل کوچک و خرده فروشی های کوچک بود. افراد داخل فروشگاه با من در مورد روز خود صحبت کردند ، اگر خرید می کردند ، نحوه تجارت در فروشگاه ، قانون مالیات و بسیاری از زمینه های مختلف مدیریت کسب و کار. این واقعا برای من الهام بخش بود.

من برگشتم و یک پروژه در مورد رژ لب و چشم انداز رنگ برای مدرک خود را به پایان رساندم. من در مورد احساس زنان در هنگام داشتن رژ لب آبی یا بنفش یا زرد در مقایسه با رنگهای سنتی رژ لب (مانند برهنه و قرمز) کاوش کردم. و چگونه می توان نحوه نشان دادن رنگ روی پوست را بهبود بخشید تا برای همه رنگ پوست مناسب باشد. این به آرامی از پایان نامه من به مراحل اولیه تجارت من تبدیل شد. من در جولای 2013 فارغ التحصیل شدم و شرکت خود را در ماه آگوست راه اندازی کردم.

پس از راه اندازی ، از دانشگاه خود س askedال کردم که آیا می توانم با استفاده از امکانات آنها ایده هایی را توسعه دهم اما آنها پاسخ منفی دادند بنابراین من سوله پدر و مادرم را تحویل گرفتم. این یک سوله بزرگ بود که میز و صندلی و همه چیز داشت. تجهیزات آزمایشگاهی زیادی از آمازون و eBay تهیه کردم ، با تهیه کنندگان تماس گرفتم و فروشگاه را راه اندازی کردم. این اساس تجارت MDMFlow من را ایجاد کرد. MDM مخفف Madame and Flow است زیرا واضح است که نام کامل من فلورانس است و مادر من به من خانم Mad Flow می گفت. نام توییتر من قبلاً هنگام ثبت نام در توییتر Madame Flow بود ، سپس از توییتر خارج شدم و هنگامی که دوباره به Madame Flow مراجعه کردم ، آن را به MDMflow تغییر دادم. من فقط به یاد می آورم که در آن زمان فکر کردم ، اگر من با تجارت خود MDMflow تماس می گیرم ، دیگر نیازی به راه اندازی هیچ صفحه جدیدی در رسانه های اجتماعی نیستم – من به نوعی با MDMflow شرکت کردم.

از زمان شروع MDMflow ، من یک خط مراقبت از پوست ، Flow Beauty Co. ، ایجاد کردم که در سال 2019 راه اندازی شد. این ناگهان در سال گذشته با حضور مردم در خانه افزایش یافت. در ابتدا ما فقط یک محصول داشتیم ، آن همه روغن است. سپس اخیراً صابون ها را بیرون آوردیم و اکنون در حال کار بر روی یک مجموعه کامل هستیم. بنابراین حتی کار روی دو مارک همزمان ، دقیقاً مثل واقعاً است ، من حتی نمی دانستم این کلمه چیست. حدس می زنم شدید باشد ، اما نمی خواهم بگویم طاقت فرسا است زیرا من واقعاً لذت می برم.

اکنون ، من احساس می کنم که صنعت زیبایی باید از لحاظ شمول مسیری طولانی را طی کند ، اما این یک سوراخ فاصله ای نیست. این شکاف وقتی صحبت از محصولاتی می شود که برای همه مناسب نیستند ، در حال کاهش است. بنابراین ، اکنون من کار خود را تقریباً در حد 2.0 می بینم که به این صورت است: “خوب ، حالا تصور کنید اگر مناسب بودن رنگ استاندارد باشد ، حالا چه چیزی بعدی است؟” و اکنون همان جایی هستیم که هستیم. این به فناوری فرمول و نحوه عملکرد یک محصول برمی گردد.

من چند هفته پیش به معنای واقعی کلمه 30 ساله شدم ، بنابراین فکر می کنم اکنون که تازه وارد سی سالگی ام شده ده سال آینده چگونه خواهد بود؟ فکر می کنم برای من ، در سطح شخصی ، دور از تجارت ، فقط می خواهم به عنوان یک دانشمند لوازم آرایشی بیشتر دیده شوم. به دلیل سابقه من به عنوان یک دانشمند لوازم آرایشی و بهداشتی ، من واقعاً نمی بینم که زمانی اثر انگشت من در تولید محصول وجود نداشته باشد. من واقعاً می خواهم وقتی صحبت از محصولاتم می شود علم را ارتقا دهم. و من واقعاً می خواهم به طور کلی ، در سراسر هیئت علمی ترویج کنم. بیشتر و بیشتر افراد مواد تشکیل دهنده گوگل را تشکیل می دهند. آنها می خواهند بدانند که در محصولشان چیست. آنها می خواهند بدانند چه چیزی مثر است. بنابراین من می خواهم محصولات بیشتری را به بازار عرضه کنم که عملکرد آنها چیزی است که مردم می خواهند و می توانم دانش پشت آنها را نیز برای آنها توضیح دهم.

منبع تصویر: MDMFlow

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>