دیون اسمیت آرایشگر در نمایندگی زیبایی

[ad_1]

خیلی اوقات ، بهترین داستان های زیبایی ناگفته می مانند ، این فقط به رنگ پوست ، مذهب ، ابراز جنسیت ، ناتوانی یا وضعیت اقتصادی اجتماعی فرد بستگی دارد. در اینجا ، ما میکروفون را به برخی از بلند پروازانه ترین و با استعدادترین صداهای صنعت منتقل می کنیم تا آنها بتوانند ، به قول خودشان ، داستان جالب توجهی راجع به چگونگی پیدایش – و اینکه چگونه از زیبایی برای تغییر صدا استفاده می کنند ، به اشتراک بگذارند. جهان برای بهتر. بعدی بعدی: دیون اسمیت ، آرایشگر و بنیانگذار مارک زیبایی او Signature By Dionne Smith و عروسک آموزش موی Ebony Afro.

سفر موی من از سنین جوانی آغاز شد. پدر من یک پسر جامائیکایی-کارائیب بود ، و او بسیار بزرگتر است ، او دیگر با من نیست ، اما او یکی از آن افراد قدیمی قدیمی و سنتی بود. او برای همه بچه ها کارهایی تعیین می کرد و من دو خواهر کوچکتر دارم و کار هفتگی من در یکشنبه این بود که قبل از رفتن به مدرسه موهای خواهرانم را بشویم ، سشوار بکشم و آنها را بشکنم. در ابتدا ، من حدود 12 یا 13 سال داشتم ، بنابراین نمی خواستم دور هم بنشینم و موهای خواهرانم را مرتب کنم ، اما بعد هرچه بیشتر شروع به انجام آن می کردم ، بیشتر عاشق ایده آن می شدم. آن زمان بود که من شروع به یادگیری بافتن کردم.

من خیلی زود با نوارهای بافتنی خلاق شدم و وقتی به مدرسه می رفتم مردم از خواهرانم می پرسیدند: “ای خدا ، موهایت خیلی خوب است”. مادرها می گفتند: “موهایت را از کجا انجام دادی؟” ، و خواهرانم به آنها می گفتند که این من هستم. قبل از اینکه بفهمم ، من از مدرسه با دوستانم کار می کردم و مادران بچه هایشان را می آوردند. من از سن بسیار کمی درآمد خودم را می گرفتم – هزینه ناهار خودم را در مدرسه پرداخت می کردم ، مربیانم را می خریدم ، همه چیزهایی را که لازم داشتم می خریدم. من هم عاشق مو شدم.

من همیشه واقعاً اهل تجارت بوده ام ، بنابراین این کارت های ویزیت را تهیه کردم و وقتی زنها سوار اتوبوس می شدند ، کارت ویزیت هایشان را به آنها می دادم.

اگرچه من از کودکی این تغییر را انجام می دادم ، و سرگرم کننده و همه چیز بود ، به دلایلی ، در ذهن من ، فکر نمی کردم که آرایشگری قصد دارد من را به جایی که می خواهم برساند. قرار نبود زندگی ای را که می خواهم به من بدهد. این فقط آرایشگری است. از کودکی همیشه به شما یاد می دهند که بزرگ شوید و پزشک باشید ، وکیل باشید ، دندانپزشک باشید. از همان بچگی در ذهنم فرو رفته بود. من واقعاً چیز زیادی در مورد صنعت خلاقیت نمی دانستم ، فقط لذت بردم.

من شروع به انجام انواع کارها کردم. من اتوبوس رانندگی کردم ، در یک میخانه کار کردم ، در خرده فروشی کار کردم. در آن زمان نمی فهمیدم آرایشگری چقدر سودآور است. من مدام به آن کشیده می شدم. این کاری بود که من همیشه در کنار خود انجام داده بودم ، اما بعد فکر کردم: “من باید پول بیشتری بدست آورم ، می خواهم آرایشگاه را با جدیت بیشتری شروع کنم”.

من همیشه واقعاً اهل تجارت بوده ام ، بنابراین این کارت های ویزیت را تهیه کردم و هنگامی که زنها سوار اتوبوس می شدند ، کارت ویزیت های خود را به آنها می دادم ، مانند: “سلام ، من هم مو می کنم”. از آن ، این فقط رشد کرد و رشد کرد ، تا جایی که من می سوختم زیرا نمی توانستم همه اینها را حفظ کنم به علاوه تربیت سه پسر به عنوان یک مادر تنها. من نیمه وقت رفتم و به آرامی در قسمت موها جمع شدم تا زمانی که پول کافی کسب کردم تا بتوانم آن را تمام وقت انجام دهم.

پس از آن ، من یك مشتری داشتم ، یكی از همسایگانم ، كه در ابتدا تصور می كردم جاسوس است یا چیزی دیگر ، اما بعد فهمیدم كه او مشتریانی را می بیند كه از خانه من وارد و خارج می شوند. یک روز او مرا در خیابان متوقف کرد و پرسید که آیا من موهایش را می کنم؟ او به سرعت به یک مشتری عادی تبدیل شد ، و رابطه ما آنقدر فشرده شد که او مرا در اولین سالنم قرار داد – او به من معنای واقعی کلمه 10 بزرگ را هدیه داد و من را در اولین سالنم قرار داد.

او همیشه به من الهام می داد و می گفت ، “من فکر می کنم شما باید یک مغازه باز کنید ، شما شگفت انگیز هستید ، به همه این خلاقیت ها نگاه کنید ،” و من پاسخ می دهم ، “من فقط در موقعیتی نیستم که این کار را انجام دهم ، نمی دانم از کجا شروع کنم. ” او مرتباً می گفت كه می تواند به من كمك كند تا اینكه یك روز گفت: “دیون ، شما به چه چیزی نیاز دارید؟ مثل 10000 پوند؟ در خیابان ما یك مغازه وجود دارد ، بروید و با مدیر صحبت كنید و ببینید آیا او آن را به شما می دهد. ” من فکر می کردم که او در ابتدا شوخی می کند ، و مدام می گفتم که این احساس درستی نیست. اما هر بار که وارد می شد ، می گفت: “احساس می کنم می توانی این کار را بکنی.”

من با دوستانم صحبت کردم و آنها به من گفتند که باید این کار را انجام دهم. بنابراین من به همسایه خود گفتم: “خوب ، من پول را با این شرط می گیرم که در حالی که این پول را به شما پس می دهم ، به شما مدل موی رایگان بدهم” و ما در این شرایط توافق کردیم. الان هنوز همسایه من است. به همین دلیل است که واقعاً معتقدم شما می توانید سعی کنید از هدیه های خود فرار کنید یا از آنچه برای شما مقدر شده فرار کنید ، اما این می آید و شما را پیدا می کند. از آنجا همه چیز در جای خود قرار گرفت. من با سالن اصلی شروع کردم ، سپس آن سالن را بزرگتر کردم ، در گوشه ای به جاده اصلی رفتم و فروشگاه بزرگتری را باز کردم ، که دارای شش صندلی برای یک ظاهر طراحی شده ، دو اتاق زیبایی و دو فضای ناخن بود.

برای من واقعاً دشوار است ، حتی اکنون ، بلعیدن اینکه موی Afro یک مدول اجباری در آموزش نیست – خواه شما بخواهید آن را یاد بگیرید یا نه.

یک روز ، خانمی به نام الکس باکس ، که یک آرایشگر است ، به سالن من آمد. من هیچ تصوری از او نداشتم ، اما او می خواست که موهایش را اصلاح کند. بعداً او به من گفت که تلاش می کند تا کسی را پیدا کند که بتواند موهای صحیح را در آن قرار دهد و به من گفت که این بازار در اروپا چقدر بزرگ است. من هیچ ایده ای نداشتم. من فقط آنقدر روی موهای آفرو تمرکز داشتم. او مرا به مأمور خود معرفی كرد ، سپس وی از من خواست كه به برخی از آرایشگران آنها كه یكی از آنها مالكوم ادواردز بود ، كمك كنم. من در تمام این نمایشگاه های هفته مد لندن شروع به کمک به او کردم و این دنیای دیگری بود. از من دور شد.

از آنجا مردم فقط مرا تشویق می کردند. من همیشه تشویق شده ام. من در ادامه برنده جایزه بهترین بافت مبتنی بر کورنویوی Sleek – جایزه ویزارد ویو شدم ، و بعد از آن باعث شد که فکر کنم شاید باید وارد جوایز Wahl شوم – من این کار را کردم و بهترین جایزه ها را در جوایز Wahl به دست آوردم. به من اعتماد به نفس زیادی داد.

این فکر باعث شد که من فقط نمی خواهم یک آرایشگر سالن شوم ، بلکه می خواهم همه کارها را انجام دهم. من می خواستم هر جایی که مو لازم بود مو انجام دهم. اما بعد از مدتی ، به جایی رسید که من کمی غرق شدم زیرا من علاوه بر حضور در سالن ، کارهای جلسات زیادی را انجام می دادم. باید انتخاب می کردم. فکر کردم: “الان وقتم است که بدرخشم. اکنون می خواهم کمی پرواز کنم” ، بنابراین مغازه را تعطیل کردم. من تصمیم گرفتم سالن را تعطیل کنم و آزاد شوم. این بهترین تصمیمی بود که در زندگی ام گرفته ام.

من وقت زیادی را صرف ساختن حرفه و همه چیز کردم ، اما بعد از آن COVID-19 موفق شد. با خودم فکر کردم: “باشه دیونه ، دیگه چی؟ من نمیشینم کاری انجام بدم ، میخوام این اتفاق رو بدم.” من می خواستم خط خودم را بیرون بیاورم ، بنابراین کردم. من صاف کننده های خودم را دارم ، Signature By Dionne ، و همچنین می خواستم یک سر آموزش Afro بیاورم.

برای من واقعاً دشوار است ، حتی اکنون ، بلعیدن این واقعیت که موی Afro یک ماژول اجباری در آموزش نیست – خواه شما بخواهید آن را یاد بگیرید یا نه. این همیشه من را آزار می دهد زیرا شما تعجب می کنید ، اگر انواع موهایی وارد سالن شوند که نمی توانید انجام دهید ، چگونه می توانید خود را آرایشگر بنامید؟ برای من ، تو نیستی کاملاً آرایشگر واجد شرایط مسئله این است که ، من کسی را سرزنش نمی کنم ، زیرا حتی با تعداد زیادی از آرایشگران اروپایی ، آنها واقعاً می خواهند موهای سیاه را یاد بگیرند اما می ترسند موهای کسی را بهم بریزند. اما بعد آنها روی چه چیزی تمرین می کنند؟ آنها کجا آن را یاد می گیرند؟ هیچ چیزی برای یادگیری آنها تسهیل نمی کند. با خودم فکر کردم ، وقت آن است که من آبنوس ، رئیس آموزش عروسک Afro را به دنیا بیاورم و سعی کنم به آن افراد کمک کنم.

من از مادران اروپایی که بچه های نژاد مختلط داشته اند و در طول زندگی خود هرگز موی بافتی را ندیده و لمس نکرده اند ، ایمیل های زیادی دریافت می کنم. آنها حتی نمی دانند با موهای فرزندشان چه کار کنند یا از کجا شروع کنند. کودکان به دلیل این موارد با مشکلات و عوارض بزرگ می شوند. به همین دلیل است که اگر به کلیت آنچه که آن را نشان می دهد فکر کنید ، آبنوس بسیار بزرگتر از یک عروسک آفرو است. این فقط مو نیست ، بلکه همه چیز است. فرهنگ زیادی به موهای ما چسبیده است. گفتگوی پیرامون موهای Afro – من برای آن می جنگم.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>