شادی آدنوگا در مورد تبدیل شدن به یک آرایشگر و بنیانگذار برند

[ad_1]

اغلب اوقات ، بهترین داستان های زیبایی ناگفته می مانند ، این فقط براساس رنگ پوست ، مذهب ، بیان جنسیتی ، ناتوانی یا وضعیت اقتصادی اجتماعی فرد است. در اینجا ، ما میکروفون را به برخی از بلند پروازانه ترین و با استعدادترین صداهای صنعت منتقل می کنیم تا آنها بتوانند ، به قول خودشان ، داستان جالب توجهی راجع به چگونگی پیدایش – و اینکه چگونه از زیبایی برای تغییر جهان برای بهتر. بعدی بعدی: Joy Adenuga ، آرایشگر و بنیانگذار برند زیبایی او توسط Joy Adenuga.

سفر من به نیجریه به خانه برگشت. من از آرایش خودم لذت نمی برم – به همین دلیل چیز YouTube هرگز برای من نبود – اما من تبحر زیادی در آرایش داشتم. در آن زمان ، هر چیزی که مربوط به آرایش بود همیشه Avon یا Mary Kay بود. دوستان من اشاره می کنند که ، “شما می دانید چه چیزی ، شما در واقع کاملاً خوب هستید. چرا اینطور نیستید …”. و من می گفتم ، “آیا تو واقعی هستی؟ من باید کارم را رها کنم و بروم آرایش مری کی را بفروشم؟ مسلماً نه.” اما این همان چیزی بود که صنعت در آن زمان باید ارائه می داد.

وقتی دوباره به انگلستان نقل مکان کردم ، یادم می آید که از پرواز خارج شدم و در حالی که منتظر بودم پدرم مرا جمع کند ، به WHSmith رفتم. من مجذوب صفحات زیبایی مجله شدم. اما باز هم تعجب کردم که امیدوارم چه چیزی را بدست آورم. من فکر کردم که باید شماره بیمه ملی خود را دریافت کنم و شروع به کار کنم ، بنابراین آرایش فقط یکی از مواردی است که روی مشعل قرار داده شده است.

من فقط وقتی که به دنبال یک آرایشگر برای عروسی ام می گشتم دوباره دوباره به آن فکر کردم. او احتمالاً می خواست دهانم را با نوار سلولی بسته کند زیرا من مدام در مورد صنعت زیبایی در انگلستان س questionsالات زیادی می پرسیدم. در آن زمان ، من با سام فاین و پت مک گرات وسواس داشتم. به حدی که پولی را که برای تعطیلات پس انداز می کردم و برای کلاس استاد Sam Fine در انگلیس می پرداختم.

فکر می کنم تنها رنگ پوستی که در طول دوره من پوشش ندادند ، سیاه پوستی بود. آنها هر رنگ پوست دیگر را می پوشاندند ، اما پوست سیاه وجود نداشت.

بعد از عروسی نمی توانستم از آرایش فکر کنم. شوهرم به من گفت: “من نمی گویم شغلت را رها کنی (که در رویال بانک اسکاتلند کار می کرد) ، اما می توانی سر و صدا کنی و ببینی چگونه پیش می رود.” بنابراین این کاری است که من کردم. من یک دوره کوتاه آرایش را گذراندم تا با آن بازی کنم و ببینم آیا چیزی است که من علاقه زیادی به آن دارم. من احتمالاً راننده های همسرم را که هر روز در مورد آرایش صحبت می کردند ، رانندگی می کردم.

من در مدرسه آرایش لندن ثبت نام کردم و پایه های آرایش را یاد گرفتم ، که همه چیز در مورد برخورد با انواع مختلف پوست بود. من از نیجریه می آمدم ، جایی که 90 درصد مردم سیاه پوست هستند ، اما اکنون در کشوری هستم که رنگ پوست متفاوت است و می خواستم بتوانم روی هر رنگ پوست در انگلیس کار کنم. اما ، فکر می کنم تنها رنگ پوستی که در طول دوره من پوشش ندادند ، پوست سیاه بود. آنها هر رنگ پوست دیگری را می پوشاندند ، اما پوست سیاه وجود نداشت. از آنجا که من هنوز می خواستم یاد بگیرم ، دو نفر دیگر از آرایشگران را که خیلی خوب کار می کردند رزرو کردم: یکی در سرمقاله و دیگری در عروس ، هر دو مشکی بودند زیرا من در دوره قبلی ام چیزی در مورد پوست سیاه یاد نگرفتم.

بعد از آن ، من به حالت تمرین کامل رفتم. دیوانه وار داشتم درحال تیراندازی بودم. من می خواستم آماده باشم تا روی هر کسی که روی صندلی من می نشیند کار کنم – پوست با بافت ، رنگ آمیزی زیاد ، زیر رنگ زرد ، زیر رنگ قرمز – می خواستم برای همه آماده باشم.

این بخشی است که بسیاری از مردم در مورد من نمی دانند: من با سرمقاله شروع کردم. اگر کسی به من می گفت که در آخر کار عروس انجام می دهم ، می گفتم: “جهنم نه”. من از نزدیک کار کردم مجله سیاه مو و مجله زیبایی و موی سیاه. من می توانم یک عکاس ، آرایشگر پیدا کنم ، تابلوهای خلق و خوی بیابم و برای صفحات زیبایی آنها عکس بگیرم. من مسئول قسمت زیبایی بودم. من ویرایشگر زیبایی نبودم ، اما در برخی از آن صفحات به من اختیار داده شد.

منبع تصویر: Joy Adenuga

این مشکل از زمانی شروع شد که می خواستم وارد رسانه های اصلی شوم. آن زمان بود که واقعیت غرق شد. من نمی توانم وارد هیچ مجله اصلی شوم. من پیام را بر روی پیام بر روی پیام ارسال می کردم ، و هیچ کس پاسخ نداد. وقتی می گویم برای رفتن به جریان اصلی تلاش می کنم ، هیچ آژانس به من نگاه نمی کند. خیلی سخت بود من متوجه شدم که آنها از همان افراد استفاده می کنند و اکثریت آنها سفید پوست هستند. من کارهای زیادی منتشر کردم که شامل جلد با غرور و مجله زیبایی و موی سیاهاما جریان اصلی نیست. برخی از شرکت ها حتی شروع به برداشتن مجلات Black از لیست روابط عمومی خود کردند. این یک شوک دیگر برای من بود. واقعیت کاملا ناامیدکننده بود ، و این زمانی بود که فهمیدم صنعت زیبایی چقدر بسته است – مخصوصاً برای هنرمندان رنگین پوست.

مشکل دیگر کاهش بودجه بود. تا زمانی که فرزند دومم را باردار شدم ، مجبور شدم که به امور مالی بپردازم زیرا دستمزد همه از بین می رفت و من همیشه خسته شده بودم. من مجبور شدم شغل هایم را شروع کنم: من عاشق آن بودم ، اما بودجه آنجا نبود.

دوباره به صفحه نقاشی برگشتم و آن وقت بود که عروس را کشف کردم. چیزی که تا حدی آن را برای من فروخت این بود که این تنها شغلی است که قبل از رسیدن به آن حقوق می گیرید. فکر کردم “برایم ثبت نام کن!” برای من ، رفتن به عروس تقریباً خود را از دنیای تحریریه جدا می کرد. من می توانم در طول هفته تمام وقت کار کنم و سپس آخر هفته عروسی هایم را انجام دهم – من هم با جریان کار پیش رفتم. اما انجام عروس به این معنی بود که همه فقط تصور می کردند من دیگر کاری غیر از عروس انجام نمی دهم و این یک چالش کاملا جدید برای من شد. به همین دلیل ، حتی مجبور شدم برای عروسی ها یک وب سایت جداگانه بسازم. من کبوتر بودم.

مارس 2021 است و نسبت هنرمندان سیاه پوست به سایر اقوام موجود در کتاب هایشان گیج کننده است.

من هنوز با مجلات اصلی دست و پنجه نرم می کردم. به من گفتند “تنها دلیلی که ما با شما تماس نمی گیریم این است که ما ترجیح می دهیم از آرایشگران آژانس استفاده کنیم.” بنابراین ، آژانس ها را امتحان کردم. بسیاری از آنها به پیام های من پاسخی ندادند و سرانجام به این نتیجه رسیدم که تمام آژانس های برتر انگلیس که نماینده آرایشگران ، آرایشگران و ناخن کاران هستند ، به سختی هنرمندان آرایش سیاه را در کتاب خود دارند. تکان دهنده است مارس 2021 است و نسبت هنرمندان سیاه پوست به سایر اقوام موجود در کتاب هایشان گیج کننده است.

فکر کردم من هستم فکر می کردم به اندازه کافی خوب نیستم و باید مهارتهایم را اصلاح کنم. در یک لحظه ، من حتی قرار دادن افراد سیاه پوست در صفحه خود را متوقف کردم – این چقدر افراط کردم. همچنین برای من عجیب بود که پوستی که یاد گرفتم [how to do makeup on first] یکی بود که من برای گرفتن رزرو از آن تلاش می کردم. من قبل از Black skin یاد گرفتم که چگونه روی پوست سفید کار کنم ، اما آنها به من اعتماد ندارند. من این را با عروسها می گیرم زیرا بیشتر عروسهای سیاه پوست آرایشگر سیاه را رزرو می کنند ، بنابراین من حتی نمی خواهم وارد آن شوم. آن گفتگو برای یک روز دیگر است. اما مجله های اصلی ، بهانه آنها این است که آنها ترجیح می دهند از آژانس ها استفاده کنند. بنابراین آن را رها کردم. دیگر چه کاری می توانم انجام دهم؟ بسیار ناراحت کننده است ، اما واقعیت من است.

منبع تصویر: Joy Adenuga

تنها چیزی که باعث بالا بردن نام تجاری من شده است ، که هنوز هم مرا شوکه می کند ، مجموعه محصولات من است. به نظر من خنده دار است که من برای رفتن به جریان اصلی تلاش کرده ام و برای انجام این کار داشتن یک مارک تجاری طول کشیده است. از آنجا که من هرگز ، هرگز فکر نمی کردم در بسیاری از مجله هایی که می خواهم وارد آنها شوم تا زمان شروع نام تجاری خود ظاهر شوم. بسیاری از مردم از من می پرسند که چگونه این کار را انجام داده ام ، و آنها سفر من را نمی بینند – ما اکنون بیش از 11 سال صحبت می کنیم. و در طول آن مدت ، من همیشه یک شوهر و فرزند داشته ام.

من خیلی سخت کار کرده ام تا به جایی که هستم برسم. و هنگامی که به شما چنین فرصتی داده نمی شود ، نیش می زند.

در آینده ، من می خواهم نام تجاری خود ، توسط Joy Adenuga را گسترش دهم. این بسیار آرامش برای من به ارمغان آورده است. این یک سفر باورنکردنی بوده است ، اما صادقانه بگویم مارک من بیش از هر چیز دیگری در این صنعت باعث آرامش من شده است.

در کل این صنعت هنوز “ما مردم خود را داریم” بسیار زیاد است. حاضر نیستم به کسی که سابقه کار کردن الاغ خود را برای مدت زمان طولانی دارد فرصتی بدهم – بنابراین به نظر من هنوز کارهای زیادی وجود دارد که باید انجام شود. باید به افرادی مانند من فرصت داده شود زیرا من بسیار کار کرده ام. من خیلی سخت کار کرده ام تا به جایی که هستم برسم. و وقتی این فرصت به شما داده نمی شود ، احساس خستگی می کند. زیاد می زند. به این ترتیب است که می توانم به خودم بگویم اشتیاق من نسبت به کاری که انجام می دهم زیاد است ، زیرا مقدار منفی ، میزان لغو لحظه آخری برای کسی که جوان تر یا پر جنب و جوش است ، یا سیاه پوست نیست ، من به دست آورده ام ، کافی است انداختن در حوله.

این بسیار بوده است ، اما بدیهی است که این امر من را به جایی که اکنون هستم رسانده است. آرزو نمی کردم الان به جایی که الان هستم بروم. بنابراین ، من نمی خواهم بگویم که من در تمام طول تلاش کرده ام – من موفق شده ام. من همچنین از داشتن چنین دوست خوبی در صنعت ، دیون اسمیت ، برخوردار شده ام. ما به محض ملاقات با آن برخورد کردیم – او یکی از افرادی بود که من را تشویق کرد ، و این کمک کرد بسیاری از درهایی که به ناحق بسته شده بودند باز شود. پیدا کردن یک دوست در صنعت باعث نجات من شد.

منبع تصویر: Joy Adenuga

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>