مصاحبه پرنسس دیانا با ویدئو مارتین بشیر


مارتین بشیر برای برنامه تلویزیونی Panorama در کاخ کنزینگتون با پرنسس دایانا مصاحبه کرد.  (عکس از © عکس استخر / Corbis / Corbis از طریق گتی ایماژ)

پرنسس دایانا در آگوست 1997 در یک تصادف رانندگی در پاریس به طرز فجیعی درگذشت ، اما زندگی او پس از 20 سال همچنان به جذب مردم ادامه داد. در حالی که دایانا به خاطر کارهای خیرخواهانه و نزدیک بودن با مردم در طول سالها شناخته شده بود ، این رابطه او با پرنس چارلز و به طور کلی خانواده سلطنتی بود که باعث صحبت مردم شد. دایانا و چارلز در سال 1981 نامزد شدند و تنها 12 قرار ملاقات گذاشتند ، 5 ماه بعد گره خوردند ، از پسران ویلیام و هری استقبال کردند و در نهایت در سال 1996 طلاق گرفتند.

عاشقانه دیانا و چارلز از همان ابتدا محکوم به شکست بود (قبل از عروسی تردیدهایی وجود داشت ، امور متعدد ، مکالمات صوتی خجالت آور و کتابهایی که به همه گفته می شد) ، و دیانا از مبارزه با تصویری که خانواده سلطنتی سعی در ترسیم آن داشتند ترس نداشت. برای او در اقدامی فوق العاده جسورانه و شجاعانه ، دیانا در سال 1995 ، قبل از تصمیم گیری برای طلاق و شاهزاده چارلز ، برای مصاحبه ای آشکار با مارتین بشیر از BBC نشست. وی علاوه بر آشکار کردن مبارزات خود با بیماری پرخوری و آسیب به خود ، در برابر اعضای خانواده سلطنتی که می خواستند پس از جدایی آنها ناپدید شود ، مبارزه کرد. این مصاحبه در Netflix ارائه خواهد شد دیانا: مصاحبه ای که دنیا را لرزاند، که از 11 آوریل در پخش کننده در دسترس خواهد بود. بزرگترین افشاگری های او از مصاحبه را در زیر ببینید.

1. پرنس چارلز توسط دیانا ناراحت شد و توجه همه رسانه ها را به خود جلب کرد

دیانا به مارتین گفت که در ابتدای ازدواج با چارلز ، او بسیار خوشحال است. وی گفت: “من به شدت می خواستم که این کار موثر باشد.” “من به شدت شوهرم را دوست داشتم. و فکر می کردم که ما تیم بسیار خوبی هستیم.” وی اعتراف كرد كه همه چیز به سمت جنوب پیش می رود ، اما وقتی رسانه ها بیش از شوهرش به او توجه می كنند ، چیزی كه وی گفت “می تواند یك مرد ، مردی مغرور مثل شوهر من را ناراحت كند”.

2. پرنس چارلز سپس فعالانه سعی کرد توجه رسانه ها را به او جلب کند

دیانا گفت که پرنس چارلز به سرعت تصمیم گرفت که باید نامزدی های جداگانه ای را انجام دهد ، زیرا هر زمان که با هم بودند همیشه توجه به او بود. او به مارتین گفت که نمی خواهد این کار را انجام دهد زیرا دوست دارد در هنگام تعامل با مردم شرکت داشته باشد اما در نهایت گزینه دیگری ندارد. وی درباره آنچه چارلز درباره عقایدش فکر می کرد گفت: “فکر نمی کنم اجازه داشته باشم.” “من فکر می کنم من همیشه دختر 18 ساله ای بوده ام که با او نامزد شده است.”

3. او در حالی که از افسردگی پس از زایمان رنج می برد از حمایت خانواده برخوردار نشد

دیانا گفت در حالی که او پس از تولد ویلیام در سال 1982 در تلاش بود ، خانواده سلطنتی به سادگی راه دیگری را تغییر دادند. وی گفت: “احساس می کردم اولین شخصی هستم که در خانواده سلطنتی گریه می کردم و هیچ کس نمی دانسته چه کاری انجام دهد.” “اگر قبلاً آن را ندیده اید ، چگونه از آن حمایت می کنید؟” وی همچنین گفت که افسردگی اش “همه برچسب شگفت انگیز جدید” را به او می چسباند – “دیانا ناپایدار است ، دیانا از نظر روانی نامتعادل است” – چیزی که گفت در ازدواجش گیر کرده است.

4- او سعی کرد خود را آزار دهد

در طول افسردگی ، دیانا اعتراف کرد که با “صدمه زدن به دستها و پاها” به خود آسیب زده و گفته است که نمی تواند از پس فشارهای اطرافش برآید و فریاد کمک می خواست. وی همچنین مبارزه خود با بیماری پرخوری را فاش کرد و گفت: تعداد دفعاتی که در روز پرتاب می کند به فشارهایی که احساس می کند بستگی دارد. وی گفت: “این علامتی بود از آنچه در ازدواج من می گذرد.”

5- او به دلیل رویارویی با همسرش در مورد رابطه خود با واکنش شدید مواجه شد

پرنس چارلز در هنگام ازدواج با دایانا در سال 1986 با دوست دختر سابق خود ، كامیلا پاركر بولز رابطه برقرار كرد. دیانا فاش كرد كه او به سرعت متوجه چشم سرگردان شوهرش شد زیرا “غریزه زن بسیار خوب است.” وی اظهار داشت: غم و اندوهی که در نتیجه این رابطه احساس می کرد ، وی را بیشتر به پرخوری پرخوری فرو برد ، و هنگامی که او سعی کرد در این باره صحبت کند ، دوستان در کنار همسرش گفتند که او “ناپایدار” است و “باید در نوعی خانه قرار گیرد برای دریافت بهتر.” وی همچنین تأیید کرد که کامیلا نقش اصلی در فروپاشی ازدواجش با چارلز داشت و گفت: “ما در این ازدواج سه نفر بودیم ، بنابراین کمی شلوغ بود.”

6. او درباره شاهزاده ویلیام درباره امور چارلز صادق بود

دیانا در مورد رابطه پدرش با کامیلا به پسر بزرگترش گفت ، اما او مطمئن شد که این موضوع را به روشی که می فهمد به او می گوید. “من به ویلیام گفتم ،” اگر کسی را که در زندگی دوست داری پیدا کردی ، باید از آن آویزان باشی و از او مراقبت کنی. و اگر آنقدر خوش شانس هستی که شخصی را پیدا می کنی که تو را دوست داشته باشد ، پس باید از او محافظت کنی. “

7. وی كتاب اندرو مورتون درباره او را تأیید كرد

در سال 1992 ، اندرو مورتون ، دوست دایانا ، کتابی صمیمی در مورد زندگی عمومی و خصوصی او با عنوان نوشت دیانا: داستان واقعی او. در حالی که بیشتر چهره های عمومی مخالف این هستند كه شخصی در مورد زندگی آنها كتابی بنویسد ، دیانا به مارتین گفت كه نه تنها او را تأیید كرد ، بلكه به دوستانش اجازه داد كه برای این كتاب با اندرو صحبت كنند. وی گفت: “من از اینكه به عنوان یك كیس سبد دیده می شوم خسته شده ام زیرا من فرد بسیار قوی ای هستم.”

8- او مطمئن شد كه هری و ویلیام از اعلامیه جدایی شان محافظت می شوند

یک هفته قبل از آنکه دیانا و چارلز تصمیم بگیرند جدایی خود را به مردم اعلام کنند ، به ملاقات ویلیام و هری در مدرسه رفت تا آنها را بنشیند و آنها را شخصاً به آنها بگوید. پس از اعلامیه رسمی ، دو پسر در حالی که در مدرسه دور بودند از همه رسانه ها محافظت شدند.

9. همه چیز به سرعت پس از تقسیم تغییر کرد

بلافاصله پس از جدایی ، دیانا فاش کرد که “دستور کارهای مردم یک شبه تغییر کرد” و گفت: “من اکنون همسر جدا شده شاهزاده ولز بودم. من یک مشکل بودم ؛ من یک مسئولیت بودم. و [it became] “چگونه می خواهیم با او کنار بیاییم؟” “این نگرانی ها باعث شد که سفرهای وی به خارج از کشور مسدود شود و همچنین” چیزهایی که به طور طبیعی به او رسیده بودند “، مانند نامه های شخصی ، ناگهان گم شود.

10. او معتقد بود که خانواده سلطنتی عمداً سعی در از بین بردن شهرت وی دارند

بعد از تماس تلفنی با دوست نزدیکش جیمز گیلبی در سال 1992 در معرض دید عموم مردم قرار گرفت که در آن وی از او با عنوان “Squidgy” یاد کرد ، دیانا گفت احساس خیانت می کند. در حالی که وی گفت از نحوه فاش شدن آن اطلاع ندارد ، فکر کرد که این کار به منظور “صدمه زدن جدی من” انجام شده است. وی همچنین گفت که این اولین باری است که احساس می کند وجود “خارج از شبکه و نه در خانواده” چگونه است. وی ادامه داد: “این کار باعث شد تا مردم نگرش خود را نسبت به من تغییر دهند.” “اگر ما می خواستیم طلاق بگیریم ، این کار باعث می شد که چارلز کارتهای بیشتری از من داشته باشد. این یک بازی پوکر بود.”

11. او از آزار و اذیت خودداری کرد

دیانا گفت که با وجود “کارزاری” که توسط خانواده همسرش برای بد نشان دادن او آغاز شده بود ، او اطمینان حاصل کرد که در برابر خود بایستد. او درباره خودش گفت: “او بی سر و صدا نخواهد رفت ، این مسئله است.” “من تا آخر می جنگم.” او همچنین هنگامی که تصمیم خود را برای مدتی دور از حضور عمومی خود در سال 1993 اعلام کرد ، وضعیت را کنترل کرد ، چیزی که به گفته وی خانواده سلطنتی آینده آن را نمی دیدند. وی ادامه داد: “من اعتقاد زیادی دارم که شما همیشه باید دشمن را گیج کنید.” “آنها از ترس من را تضعیف می کردند ، زیرا این یک زن قدرتمند است که کارهای خود را انجام می دهد ، و او از کجا قدرت خود را ادامه می دهد؟”

12. او نسبت به کتاب جیمز هیویت درباره او دلشکسته بود

دیانا اعتراف کرد که پس از جیمز هیویت ، کسی که به داشتن رابطه اعتراف کرد ، ویران شد ، یکی از منابع اصلی یک کتاب گویا درباره او بود ، که اصرار داشت بسیاری از آنها غیر واقعی است. اولین کاری که او پس از انتشار آن انجام داد صحبت با ویلیام و هری بود. دیانا فاش کرد که ویلیام سپس جعبه شکلات را به او هدیه داد و گفت: “مومیایی ، فکر می کنم صدمه دیده ای. اینها برای این است که دوباره لبخند بزنی”

13. او شایعاتی را که می خواست سلطنت انگلیس را از بین ببرد شلیک کرد

مارتین به دلیل ماهیت به ظاهر عصیانگر دیانا در هنگام فروپاشی ازدواج خود با پرنس چارلز ، شایعاتی مبنی بر اینكه دیانا می خواهد از روی كینه ، سلطنت انگلیس را نابود كند ، مطرح كرد ، چیزی كه به گفته وی مضحك بود. “چرا من می خواهم چیزی را که آینده فرزندانم است از بین ببرم؟” او در پاسخ گفت. “من برای فرزندانم در هر سطحی خواهم جنگید تا آنها خوشحال و آرامش خاطر داشته و به وظایف خود عمل کنند.”

14. او سلطنت را بخاطر دوری از مردم فراخواند

دایانا در پاسخ به این سال که آیا فکر می کند چیزهایی وجود دارد که سلطنت می تواند تغییر کند تا بهبود یابد ، گفت: “من می فهمم که تغییر برای مردم ترسناک است ، به خصوص اگر جایی برای رفتن نباشد ، بهتر است همان جایی که هستی بمانید. من فکر می کنم که چند چیز وجود دارد که می تواند تغییر کند و می تواند این شک و تردید در روابط بین سلطنت و مردم را کاهش دهد. من فکر می کنم آنها می توانند دست در دست هم بروند ، در عوض دور بودن. من می خواهم سلطنتی که ارتباط بیشتری با آن داشته باشد مردم.” برای مقابله با این مسئله با ویلیام و هری ، او اغلب آنها را به اطراف افراد بی خانمان و مبتلا به ایدز می برد تا بتوانند در سطح عمیق تری با مردم ارتباط برقرار کنند.

15. او هنوز هم اصرار داشت که طلاق نمی خواهد

از آنجا که مصاحبه در حالی انجام شد که دیانا و چارلز هنوز ازدواج کرده بودند (ملکه الیزابت دوم پس از پخش دستور طلاق آنها را صادر کرد) ، از دیانا در مورد اینکه کجا امیدوار است آینده رابطه آنها پیش برود سوال شد. وی گفت: “من طلاق نمی خواهم.” “اما ، بدیهی است که ، ما در مورد وضعیتی که طی سه سال گذشته مورد بحث و گفتگو قرار گرفته است ، نیاز به شفافیت داریم. من منتظر تصمیم شوهرم هستم که همه ما از کدام راه استفاده خواهیم کرد.”

16. او هرگز ندید که خودش را ملکه می کند

وی گفت: “من دوست دارم ملکه قلب مردم باشم ، اما خودم را ملکه این کشور نمی دانم.” “فکر نمی کنم خیلی ها دوست داشته باشند که من ملکه شوم ، و وقتی می گویم افراد زیادی منظورم تأسیساتی است که من در آن ازدواج کرده ام. آنها تصمیم گرفته اند که من یک شروع کننده نیستم ، زیرا کارهای مختلفی انجام می دهم ، چون من طبق یک کتاب قانون عمل نمی کنم ، زیرا من از قلب و نه سرم هدایت می کنم. و گرچه این مسئله در کار من به دردسر افتاد ، اما کسی باید آنجا برود و مردم را دوست داشته باشد. ” وی ادامه داد كه هیچ حمایتی از خانواده سلطنتی ندارد زیرا “آنها مرا نوعی تهدید می دانند و من برای انجام كار خوب اینجا هستم.” پس از آنکه مارتین از او پرسید چرا آنها را تهدید می دانند ، او پاسخ داد که سوالات سلطان احتمالاً “چرا او قوی است؟ از کجا آن را به دست می آورد؟ از کجا می برد؟ کجا می خواهد از آن استفاده کند؟ چرا آیا هنوز هم مردم از او حمایت می کنند؟ “

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>