من برای دریافت بریس در بزرگسالی بدهی کارت اعتباری را پذیرفتم

[ad_1]

این داستان بخشی از دندان های خود را نشان دهید، بسته ای که در آن Allure مراقبت های دندانپزشکی (یا عدم وجود آن) را در ایالات متحده بررسی می کند و آنچه ما می توانیم در خانه برای مراقبت بهتر از دندان ها انجام دهیم.

من بچه ای غمگین با لبخندی غمگین بودم. وقتی بزرگ می شدم ، به ندرت پوزخند می زدم یا صدای خنده می گرفتم. من چیزهای زیادی برای خندیدن داشتم ، اما روی پنهان کردن آنچه در دهانم بود متمرکز شده بودم. نمایش شادی بدون مهار به دلیل این که دندانهایم آنقدر شلوغ بود ، به عقب نشست. دندان های پیشین جانبی در زیر نیش های سریع در حال حرکت پنهان شده بودند که به دلیل ظاهر شدن دندان های عقل به طور همزمان بیرون رانده می شدند. و این فقط ردیف بالا بود. من همچنین با دندانهایی رو به رو بودم که آنقدر به سمت راست کج شده بودند که دوباره به لثه هایم خرد می شدند.

به طور خلاصه: دندان های من کج شده بود ، و حفره هایی بین آنها پاره شده بود. اما من کودکی بودم که در خانواده ای تک والدین پنج نفره زندگی می کردم که برای روشن نگه داشتن چراغ و غذا روی میز به رفاه و برنامه های متعدد دولتی متکی بودند. ارتودنسی ، چه برسد به مراقبت های اولیه دندان ، در اولویت نبود – یا یک امکان. ما برای Medicaid واجد شرایط بودیم-یک برنامه مراقبت بهداشتی که همراه با برنامه بیمه سلامت کودکان کودکان ، بیش از 37 میلیون کودک را تا پایان سال 2020 ثبت نام کرده بود-اما پوشش ناسازگار بود. و تنها در سال 2016 ، مدتها بعد از زندگی خودم در شهر نیویورک ، ایالت فلوریدا من قانونی را تصویب کرد که به اکثر دریافت کنندگان Medicaid اجازه می داد در برنامه های دندانپزشکی ثبت نام کنند. بدون راهی برای تأمین لبخند جدید ، زمان زیادی صرف کردم و انرژی عاطفی زیادی را برای پوشاندن لبخندی که داشتم صرف کردم.

با نگاهی دوباره به عکس های مدرسه ام که روی لب من تنگ است یا تصاویری از من در دوران نوجوانی و دستم روی دهانم. من شرمنده آن دندانهای آشفته ای بودم که به محض اینکه لب هایم را باز کردم به وضعیت طبقه پایین من خیانت کردند. من مشتاق ردیف های فلزی براق مهاربندهایی بودم که همکلاسی هایم می پوشیدند. تعاملات اجتماعی مرا دچار اضطراب فلج کرد ، از ترس قضاوت در مورد عدم مراقبت از دندانهایم می ترسیدم دهانم را باز کنم. این ترس هر جا که می رفت مرا دنبال می کرد و من در مدرسه کارت خجالتی بازی می کردم ، تا زمانی که اولین شغل واقعی خود را پیدا کردم.

در 23 سالگی ، به لطف یک موقعیت تمام وقت با مزایای دندانپزشکی ، من توانستم فرآیند دستیابی به دندانهای صاف را آغاز کنم که به نظر من باید زیبا و پیچیده به نظر برسند. اما شغل اولیه من ، سالیانه 35000 دلار به عنوان دستیار سرمقاله ، بیشتر هزینه های 6000 دلاری بعلاوه Invisalign را پوشش نمی داد. (طبق گفته انجمن دندانپزشکی آمریکا ، در ایالات متحده ، هزینه متوسط ​​درمان های صاف برای بزرگسالان می تواند از 5200 دلار تا 7500 دلار متغیر باشد.) حتی با وجود بیمه دندانپزشکی ، من هنوز توان خرید لبخند مستقیم و سفید را که داشتم را نداشتم. در مجلات و تلویزیون فروخته می شود – اما من برای این کار بدهی کارت اعتباری گرفتم.

تصحیح شلوغی من تنها انتخابی بود که برای صعود به جهان داشتم ، به ویژه در صنعت زیبایی که در آن کار می کردم. در ذهن من ، صاف کردن دندان هایم به این معنی بود که من در نهایت لبخندی خواهم داشت که باعث نمی شود همکاران سوال کنند که چگونه در شغلی که از نظر زیبایی طراحی شده است ، شغلی پیدا کردم. من سه سال و نیم ملاقات ارتودنتیست ، بیش از 40 مجموعه نگهدارنده پلاستیک (هر دو هفته خاموش می کنم) و حداقل 50 لوله خمیر دندان به اندازه سفر برای تمیز کردن حین حرکت بین وعده های غذایی انجام شد. تلاش برای احساس پذیرفته شدن این که آیا این پذیرش از جانب من یا همسالانم بوده است ، هنوز مورد بحث است.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>