من تجربه خودم در آسیا و آمریکا را کم اهمیت جلوه می دهم

[ad_1]

طی چند هفته گذشته ، من دیده ام و شنیده ام که بسیاری از هموطنان آسیایی آمریکایی من اظهار داشتند که چگونه مسائل جامعه ما اغلب نادیده گرفته می شود. من تا بزرگسالی نمی فهمیدم که چقدر احساسات خودم را خفه کردم تا دیگران را راحت تر کنم.

چند سال پیش ، بچه هایم را به نمایشگاهی بردم. هنگامی که من بلیط های خود را می خریدم ، مردی که آنها را می فروخت پرسید من اهل کجا هستم. وقتی به انگشتان گوشه چشمانش را کشیدم ، وقتی به او گفتم من اینجا متولد شده ام اما چینی هستم ، پاسخ داد: “اوه ، من چیزی در مورد چینی ها نمی دانم جز این که اینطور به نظر می رسند.” نیش آن ژست – که برای بسیاری از کسانی که شبیه من هستند بسیار آشنا است – لحظه ای ظرفیت تفکر را از من گرفت. بلیط هایمان را برداشتم و راه افتادم.

من این لحظه را در این هفته در ذهنم پخش کردم ، هنوز آرزو می کردم که واکنش متفاوتی نشان داده باشم ، تا به فرزندانم نشان دهم که نژادپرستان معمولی شایسته یک شرم آور عمومی و بسیار بلند هستند. اما سالها قبل از آن ، تنظیمات پیش فرض من سکوت بود. در فرهنگ آمریکای آسیایی ، ارزش این است که سر خود را پایین بگذارید و سخت کار کنید. موج نزن درد خود را ببلع.

من قبلاً در مورد تجربیاتم درمورد بزرگ شدن نژادپرستی صحبت کرده ام ، وقتی قلدرهای مدرسه راهنمایی مرا عذاب می دادند و مرا هر روز لقب زشت می دادند. و مطمئناً می توانید مقداری از آن را به دلیل رفتار بچه های نابالغ گچ کنید. اما وقتی من صحبت کردم ، معاون مدرسه ما کاری نکرد. والدین قلدرها هیچ کاری نکردند (آنها اصرار داشتند که چیزی شبیه به چیزی نیست آنها پسران انجام می دهند). بعداً در همان سال ، وقتی معلم فرانسوی کلاس هفتم من هنگام توصیف نحوه صحبت چینی ها ، در کلاس صداهای “چونگ چونگ” را صدا می کرد ، آرزو می کردم آرزو کنم که ناپدید شوم. افراد بزرگسال و صاحب منصب از شنیدن صدای من اهمیتی نمی دهند. بنابراین یاد گرفتم که ساکت شوم.

در سالهای اخیر ، من سهم خود را از بازی های “ching ching” در خیابان تحمل کرده و آنها را نادیده گرفته ام و میم های سگ خوار توهین آمیز ارسال شده توسط trolls توییتر را مسدود کرده ام. من از راهپیمایان جاده ای خواسته ام که بر سر من فریاد بزنند “به خانه خود به چین برو” و من در ساختمان اداری خود (جایی که سالها به آنجا می رفتم) جلوی من را گرفتند زیرا تصور می شد که من یک جهانگردان آسیایی هستم.

اکنون ، ناامیدی و عصبانیت نابجا همه گیر بر ما قرار گرفته است ، زیرا جرایم نفرت بر علیه آمریکایی های آسیایی تبار نگران کننده ای را تجربه کرده است. و برخی از آسیب پذیرترین افراد در میان ما ، بزرگان و حتی کودکان کوچک ، مورد هدف قرار می گیرند. هنگامی که بازیگران باید برای کمک به یافتن یک فرد مظنون به جرم نفرت ، جایزه ای را برای مراقبت از مردم ارائه دهند … و هنگامی که افراد خشمگین مجبورند روزنامه های خبری را برچسب گذاری کنند – و یک فریاد جمعی را چنان بلند تولید کنند که نمی توان آن را نادیده گرفت – تا سرانجام داستانهای ما را پوشش دهید ، روشن است که سیستم خراب است.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>