نادیده گرفتن ایده های زیبایی سفید به من اجازه داد آسیایی بودنم را دوست داشته باشم


به عنوان یک بچه دو نژاد آسیای جنوب شرقی و یک بچه سفید ، علاقه من به زیبایی اولین بار از زمانی آغاز شد که مادرم مرا به یک فروشگاه لوازم آرایشی محلی متعلق به من برد. یادم می آید که با مجموعه ای از مواد آرایشی که در قفسه ها قرار گرفته بودند مسحور شده بودم. با شیفتگی نگاه می کردم که چطور هر مشتری در تلاش برای تصمیم گیری در مورد رنگ لب ، تعداد بیشماری رول را تغییر می دهد. همانطور که روی چیزهای عالی فرود می آمدند ، لبخند می زدند و به آینه نگاه می کردند – و آن وقت بود که قدرت زیبایی را فهمیدم. اما در بزرگ شدن در یک شهر کوچک جنوبی ، بیشتر همسن و سالان من سفیدپوست بودند و بیشتر دوران نوجوانی خود را با استفاده از زیبایی برای تعقیب یک استاندارد غیر واقعی و غیرممکن از زیبایی سفید گذراندم.

یادم می آید که در راحتی اتاقم ، بتهایم ، بریتنی اسپیرز و کریستینا آگیلرا را سرزنش می کردم ، در حالی که سه رنگ سایه چشم را روی پلک خود مخلوط کردم و چین خوردم تا چشم هایم بزرگتر به نظر برسند ، دقیقاً مثل چشم های آنها. کابودل خودم ، من آرایش چهره های مشهور سفیدپوست “همه آمریکایی” را که جلد هر مجله محبوب نوجوانان را در دهه 90 و اوایل 2000 مانند YM ، Seventeen و Cosmo ارائه می داد ، مطالعه کردم. در دوران راهنمایی ، وقتی که می دیدم همه دوستان بلوندم توسط همسن و سالان ما به خاطر زیبایی آنها مورد تمجید قرار می گیرند ، احساس نفرت می کنم. بنابراین ، من شروع به آزمایش تقریباً هر رنگ طبیعی مو در زیر آفتاب کردم – از بلوند تا موی قرمز تا قرمز بلوطی.

در دبیرستان ، من به علاقه مندان ساکن زیبایی (غیررسمی) در میان دوستانم تبدیل شدم ، و به لطف ساعتها تمرین و مطالعه ، توصیه های تخصصی را در مورد همه چیز از نحوه درمان شکستگی تا خط چشم که بهترین قدرت ماندگاری را دارند ، جبران می کنم. سالهای بزرگسال و بزرگسال ، من هر روز مخاطب رنگ خاکستری می پوشیدم و آنقدر به ظاهر آنها عادت می کردم که از نوع نگاه بدون آنها متنفر بودم. یادم می آید که برای مهمانی ارشد آماده می شدم – آرایش و موهایم کاملاً مدل مو بود – اما آنچه یاد می آورم این است که در آینه نگاه کنم و احساس بی لیاقتی کنم. من از طریق عکسهای مراسم جشن لبخند زدم ، اما در اعماق وجودم ، احساس زیبایی نمی کردم و نمی توانستم صبر کنم تا تمام شوند. در حالی که دوستان سفیدپوست من لبخند می زدند و جلوی دوربین عکس می گرفتند ، به یاد می آورم که آیا آنها مانند آنها در آن لحظه احساس کرده اند که چنین جای خود را ندارند.

تازه اوایل 20 سالگی بود که فهمیدم عشق من با زیبایی ناشی از تمایل به پاک کردن هویت آسیایی ام و رسیدن به آرمان های زیبایی سفید است. پس از دیدن شای میچل برای اولین بار در دروغگویان زیبا و کوچک، این باعث شد من س questionال کنم که چرا من هرگز از پذیرفتن ویژگی های آسیایی خود ترسیده ام. وقتی شروع به تأمل و تفکر در مورد جوانی ام کردم که با آزمایش ها و آزمایش های زیبایی همراه بود ، تمام اوقات بزرگسالی خود را به یاد می آوردم که در آنجا بیشترین اعتماد به نفس را داشتم. زمانی بود که از ویژگی های جنوب شرقی آسیا که متولد شده بودم ، استقبال می کردم: پوست برنزه طلایی ، چشم های بادام شکل قهوه ای تیره و موهای سیاه. و دلم شکست که با این واقعیت کنار بیایم که چیزی که خیلی دوستش داشتم از چیزی خیلی موذی به وجود آمده است.

من بسیار سپاسگزارم که گفتگوهای نمایندگی ، و غیره ، در صنعت زیبایی ادامه دارد. برای کسانی که تعجب می کنند چرا 40 پایه سایه مهم مهم است: لطفاً تجربه من را در نظر بگیرید. حقیقت این است که این یک واقعیت منحصر به فرد نیست. هنگام نوجوانی ، باید افرادی را ببینید که در سرگرمی ، رسانه و موقعیت های قدرت مانند شما هستند. ای کاش می توانستم به گذشته برگردم و به آن دختر جوانی که آرزو داشت شبیه بریتنی اسپیرز و کریستینا آگیلرا باشم بگویم که او نیز به همان زیبایی و شایستگی بود. ما باید الگوهایی داشته باشیم که بتوانیم از آنها مراقبت کنیم و این باعث نمی شود لیاقت و احساس تعلق خود را زیر سال ببرید زیرا شبیه شما هستند. همه ما باید احساس زیبایی کنیم و به خاطر خاص بودن جشن بگیریم.

tmp_bKobQW_5ba2c1317360130b_Kimberly_Arnold.png

در حالی که امروز این را می نویسم ، 30 ساله هستم. یک ماه پیش ، کارهای برجسته کارایلای برجسته کاراملی را انتخاب کردم که تاریکی موهای سیاه من را حفظ می کند و رنگ های طلایی پوست من را تکمیل می کند. این هفته آرایش خود را بدون هیچ انگیزه ای به جز لذت بردن از آزمایش محصولات جدید تجربه کردم. من همیشه سعی می کنم جدیدترین هک های زیبایی TikTok یا روند جدید رنگ مو را امتحان کنم ، اما آزمایشات من دیگر نیازی به پاک کردن هویت آسیایی من در تلاش برای دستیابی به استانداردهای زیبایی سفید نیست. بلکه این از مکانی شادی آور است زیرا من عاشق زیبایی و قدرت آن برای تأکید بر چیزی هستم که به طور طبیعی با آن متولد شده ام.

من کامل نیستم ، اما بالاخره زن باورنکردنی آسیایی را که مقابلم ایستاده است تشخیص می دهم و او را دوست دارم. من تصویر تفریحی مادرم هستم – زن باورنکردنی ای که خیلی عزیزم او را دوست دارم ، و هر آنچه را که در این دنیا داشته برای خانواده اش فدا کرده است. موهای سیاه و پوست برنزه من یادآور او و مادربزرگ و مادربزرگ تایلندی ام ، چون و بانگورن سانیاوی است که هرگز این ملاقات را نداشتم اما در این زندگی احساس ارتباط عمیق با آنها داشتم. چشمان من به شکل بادام صادقانه اند و روایتی از همدلی را بیان می کنند که فقط زمانی به وجود می آید که احساس می کنی بیرون بودن به بیرون چه احساسی دارد. در جهانی که همیشه احساس می شود ، برای من زیبایی سفید بر همه حاکم است ، یک تصور قدرتمند است تا بتوانید خود را آزادانه و معتبر دوست داشته باشید – و من این کار را می کنم.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>