نحوه گفتن همه مگان مارکل به شاهزاده خانم دیانا چگونه است


هنگامی که اولین گفتگوی مگان مارکل و پرنس هری با اپرا وینفری در ماه فوریه اعلام شد ، بلافاصله پس از جدایی وی از شاهزاده چارلز ، مردم مقایسه کردند با مصاحبه معروف پرنسس دیانا در نوامبر 1995 با مارتین بشیر. اما این شباهت ها با سرانجام پخش شدن در 8 مارس در انگلستان ، حتی بارزتر شد. علاوه بر ظاهر خط چشم پررنگ و مگان که یکی از دستبندهای دیانا را به دست داشت ، مگان و دیانا افشاگری های مشابهی در مورد زمان سلطنت خود و چگونگی تأثیر فشار شدید کاخ و مطبوعات انگلیس بر سلامت روان آنها داشتند. حتی اگر تقریباً 26 سال از مصاحبه دیانا می گذرد ، اما مشاهده اینکه از آن زمان تغییرات زیادی نشده است ، نگران کننده است. امیدوارم که هری و مگان همه به عنوان زنگ بیداری هم برای کاخ و هم برای رسانه ها عمل کنند.

در پیوستن به خانواده سلطنتی

دایانا: “در سن 19 سالگی ، شما همیشه فکر می کنید که برای همه چیز آماده هستید ، و فکر می کنید که از آنچه پیش رو دارید آگاهی دارید. اما اگرچه در آن زمان از این چشم انداز دلهره داشتم ، اما احساس کردم از همسرم حمایت می کنم -بودن.”

مگان: وی گفت: “من می گویم که ساده لوحانه به این کار پرداختم زیرا در مورد خانواده سلطنتی شناخت زیادی نداشتم. این چیزی نبود که بخشی از گفتگو در خانه باشد ، چیزی نبود که ما دنبال آن برویم.” “من در مورد معنای آن تحقیق نکردم. من هرگز به صورت آنلاین همسرم را جستجو نکرده ام. من فقط نیازی به این احساس نداشتم زیرا همه آنچه را که می خواستم بدانم ، او با من در میان می گذاشت.”

در حین انتقال سلطنتی آنها هیچ حمایتی دریافت نمی کنید

دایانا: “هیچ کس من را با یک کاغذ نشاند و گفت:” این همان چیزی است که از شما انتظار می رود. ” دیانا گفت: “این منزوی کننده بود ، اما در عین حال شرایطی بود که نمی توانستید احساس دلسوزی برای خود کنید: باید غرق می شدید یا شنا می کردید. و شما باید خیلی سریع آن را یاد بگیرید.”

مگان: مگان در حالی که شب قبل از نامزدی سلطنتی از گوگلینگ سرود ملی انگلیس یادآوری می کرد ، گفت: “بر خلاف آنچه در فیلم ها می بینید ، هیچ كلاسی در مورد چگونگی صحبت كردن ، چگونگی پاهای صلیب زدن ، سلطنتی بودن وجود ندارد.”

در مبارزه با توجه رسانه های ناخواسته

دایانا: “دلهره آورترین جنبه توجه رسانه ها بود ، زیرا من و شوهرم هنگام عقد به ما گفتند که رسانه ها بی سر و صدا می روند و این کار انجام نشد ؛ و سپس وقتی که ازدواج کردیم آنها گفتند که بی سر و صدا پیش خواهد رفت و نه ؛ و سپس تمرکز زیادی روی من شروع شد ، و من به نظر می رسیدم که هر روز جلوی یک روزنامه می نشینم ، که یک تجربه جدا کننده است ، و هرچه رسانه ها شما را بالاتر ببرند ، شما را قرار دهند ، بزرگتر است و من خیلی از آن آگاه بودم. “

مگان: “من شب بیدار می شدم و فقط بودم – من نمی فهمم که چگونه همه اینها از بین می رود – و دوباره من آن را نمی دیدم – اما وقتی این را از طریق بیان مادرم احساس می کنید تقریباً بدتر است یا دوستانم یا آنها که مرا صدا می کنند گریه می کنند مانند: “مگ ، آنها از شما محافظت نمی کنند.” و فهمیدم که همه اتفاق می افتد فقط به این دلیل که نفس می کشیدم. “

درباره چگونگی شکست خانواده سلطنتی در زمان نیاز آنها

دایانا: “شاید من اولین کسی باشم که در این خانواده بوده ام و تا به حال دچار افسردگی شده ام یا آشکارا اشک ریخته ام. و بدیهی است که این دلهره آور بود ، زیرا اگر قبلاً هرگز آن را ندیده اید چگونه از آن حمایت می کنید؟” دیانا گفت “خوب ، این به همه یک برچسب شگفت انگیز جدید داد – ناپایدار دیانا و از نظر روانی نامتعادل دیانا. و متاسفانه به نظر می رسد که این در طول سالها ثابت و خاموش مانده است.”

او ادامه داد: “وقتی کسی به شما گوش نمی دهد ، یا احساس می کنید هیچ کس به شما گوش نمی دهد ، همه چیز شروع می شود. به عنوان مثال ، آنقدر در درون خود درد دارید که از بیرون سعی می کنید و به خود آسیب می زنید زیرا می خواهید کمک کنید ، اما این کمک اشتباهی است که شما درخواست می کنید. مردم آن را گرگ گریان یا جلب توجه می دانند و فکر می کنند چون شما مدام در رسانه ها هستید ، توجه کافی ، ویرگولهای معکوس دارید. اما من در حقیقت گریه می کردم زیرا می خواستم بهتر شوم و به وظیفه خود و همسر ، مادر ، پرنسس ولز ادامه دهم. بنابراین بله ، خودم را تحمیل کردم. خودم را دوست نداشتم ، شرمنده شدم من نمی توانم از پس فشارها برآیم. “

مگان: “ببین ، من واقعاً شرم داشتم که آن زمان آن را گفتم و شرم داشتم که مجبور شدم آن را اعتراف کنم ، مخصوصاً به هری ، زیرا من می دانم که او چقدر ضرر کرده است. اما من می دانستم که اگر آن را نگویم که آن را انجام خواهم داد – و من فقط نمی خواستم دیگر زنده باشم. و این یک فکر ثابت کاملاً واضح و واقعی و ترسناک بود. ” “من برای دریافت کمک به یکی از افراد ارشد مراجعه کردم. من این را به اشتراک می گذارم زیرا افراد زیادی وجود دارند که … از ابراز صدا می ترسند که به کمک احتیاج دارند و من شخصاً می دانم که فقط صدا دادن آن دشوار است ، اما وقتی آن را صدا کردید ، بگویید نه. [Going to a hospital] چیزی است که من می خواستم انجام دهم. شما فقط نمی توانید این کار را انجام دهید ، من نمی توانستم یک Uber را به قصر فراخوانی کنم ، شما فقط نمی توانید بروید. “

در مورد اینکه چرا آنها تصمیم گرفتند از خانواده سلطنتی عقب نشینی کنند

دایانا: “فشار آن زمان غیر قابل تحمل بود ، و شغل من ، کار من تحت تأثیر قرار گرفت. من می خواستم 110٪ به کارم بدهم و فقط می توانم 50 بدهم. من دائماً خسته ، خسته بودم ، زیرا فشار فقط کافی بود ، بی رحمانه. بنابراین من فکر کردم که تنها راه ایستادن و سخنرانی و استخراج خودم قبل از شروع ناامید کردن و عدم انجام کار خودم است. تصمیم من این بود که سخنرانی کنم زیرا گفتن آن را مدیون عموم مردم هستم که ، می دانید ، “متشکرم. من کمی ناپدید می شوم ، اما برمی گردم.” “

مگان: “ما هرگز خانواده را ترک نکردیم. ما می گفتیم ، خوب ، اگر این برای همه مفید نیست ، ما بسیار درد می کشیم ، شما نمی توانید کمک مورد نیاز ما را ارائه دهید ، ما فقط می توانیم یک قدم به عقب برویم. ما می توانیم این کار را در یک کشور مشترک المنافع انجام دهیم. ما نیوزیلند ، آفریقای جنوبی را پیشنهاد کردیم. ”

درباره اینکه چرا آنها سرانجام حرف خود را انتخاب کردند

دایانا: “شاید مردم درک بهتری داشته باشند ، شاید زنان زیادی در آنجا وجود داشته باشند که در یک سطح اما در یک محیط متفاوت رنج می برند ، که قادر به ایستادگی در مقابل خود نیستند زیرا عزت نفس آنها به دو نیم شده است.”

مگان: “به عنوان یک بزرگسال که واقعا زندگی مستقلی داشتم و سپس به ساخت و ساز دیگری پرداختم که متفاوت از آنچه که مردم تصور می کنند باشد ، واقعاً آزاد کننده است که بتوان از برخی جهات حق و امتیاز را داشته باشید تا بتوانید بگویید بله ، من آماده صحبت هستم. “

منبع تصویر: Getty / Handout / مجموعه جان شلی / Avalon

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>