پشت چشمهایش پایان یافته توضیح داده شده است

[ad_1]

پشت چشمانش

اگر قبلاً تماشا نکرده اید پشت چشمانش، اقتباس نتفلیکس از رمان سارا پینبورو در سال 2018 ، پس من توصیه می کنم اکنون برگردید زیرا من قصد خراب کردن دارم جهنم خارج از “پیچ و تاب” بزرگ در پایان سریال. اگر یک تعارف وجود داشته باشد که بتوانیم به نمایش بدهیم ، این است که این یک بازسازی صادقانه از کتاب است ، به غیر از جزئیات جزئی که داستان را بیش از حد تغییر نمی دهد. این نمایش حیاتی ترین نکات داستانی کتاب را حفظ می کند ، که متأسفانه شامل فینال پیچیده داستان است. این پایانی است که موفق می شود کل داستان را به گردن خود بیندازد و برای آن عدالت را اجرا کند هیچ یک از شخصیت ها – به ویژه زن در مرکز همه چیز نیست.

انصافاً ، سریال در طول هر قسمت به پیچ و تاب بزرگ اشاره دارد. لوئیز (با بازی سیمونا براون) ، مادری تنها که می خواهد با هم مخلوط شود ، پس از اینکه در یک قرار ملاقات شبح ظاهر شد ، به دیوید خوش تیپ (تام بیتمن) برخورد می کند. گرچه این دو فوراً به سمت یکدیگر جذب می شوند ، وقتی لوئیز می فهمد که دیوید نه تنها ازدواج نکرده بلکه رئیس او نیز است ، خراب می شود! همسر دیوید ، آدل (ایو هیوزون) ، به نظر می رسد مشتاق دوستی است ، و حتی اگر او هنوز هم جذب شوهر این زن شده است ، لوئیز با او رابطه پنهانی برقرار می کند.

اوضاع وقتی بدتر می شود که لوئیز و دیوید در برابر جذابیت خود برای ایستادگی در مقابل یکدیگر متوقف شده و رابطه ای را آغاز می کنند و مادر یک فرزند را در ازدواج بیگانه دیوید بیشتر درگیر می کند. هنگامی که لوئیز سعی در کشف رمز و راز اتحاد آدل و دیوید داشت ، در خواب شفافی که از ژورنال راب ، دوست فقید آدل می آموزد ، آرامش می یابد. در اواخر این سریال ، لوئیز با کشف رابطه لوئیز و دیوید خود را در تیررس ادل می بیند. این افشاگری منجر به پیچ و تاب بزرگ می شود: آدل واقعاً راب است ، که بدن خود را با هنر رویای شفاف جابجا می کند ، مهارتی که آدل پس از ترس از ترس شبانه به آن تسلط یافت.

اگر شما هم فکر می کردید که چرا این اتفاق می افتد ، با من باشید. آدل هنگامی که جوان بود راب را در بیمارستان روانپزشکی ملاقات کرد و هر دو به سرعت از هم جدا نشدند. اگرچه در ابتدا به نظر می رسد که راب عاشق ادل است ، اما او فاش می کند که مردان را ترجیح می دهد. هنگامی که آدل راب را به خانه خود دعوت می کند تا عشق زندگی اش ، دیوید را به وی معرفی کند ، مشخص است که پیرمرد دقیقاً از نوع راب است. راب ، یک معتاد به هروئین که گرسنه ثروت و زندگی به ظاهر بی عیبی است که آدل زندگی می کند ، آدل را متقاعد می کند تا با رویاهای شفاف بدن را با او عوض کند. او در حالی که آدل در بدن او گیر کرده است حمله می کند و بهترین دوست خود را برای تصدیق هویت او می کشد.

وقتی او با لوئیز همین کار را می کند همه چیز به ذهن خطور می کند. راب با به دست گرفتن جسد او ، قتل لوئیز را ارکستراسیون کرد و لوئیز را در بدن آدل گرفتار کرد و پر از هروئین بود. او با لوئیز ناخودآگاه در بدن آدل خانه را به آتش کشید و باعث شد به نظر برسد آدل جان خودش را گرفته است. راب هویت لوئیز را به دست می گیرد و با دیوید ازدواج می کند ، که در مورد اینکه دروغ گفتن چه مقدار از زندگی او عاقلانه نیست.

در حالی که بسیاری این روایت را نادرست به عنوان یک چرخش درخشان می دانند ، من نمی توانم از نقش لوئیز به عنوان یک عروسک برای ماشین سازی های راب ، کمبود نمایندگی برای ادل ، زندگی عاشقانه و بدبختانه دیوید فقیر ، و حتی برای راب ابراز تاسف کنم! اول از همه ، آنچه در غیر این صورت یک هیجان انگیز پایه و تعلیق آور است ، ناگهان به چیزی سورئال و فراطبیعی تبدیل می شود که نیازی به آن نبود. ما می توانستیم روایتی داشته باشیم که به همان اندازه ملودرام باشد بدون این که اختیارات تک تک زنان را از بین ببرد و تنها شخصیت شناسایی کننده همجنسگرایان را به عنوان یک انگل بدن رباینده معرفی کند.

“داشتن آژانس زن سیاه پوست به سرقت رفته زیرا یک مرد سفید پوست تصمیم می گیرد از بدن او به عنوان وسیله ای برای رسیدن به هدف استفاده کند … انتخاب”.

اگرچه سیمونا براون درخشان تنهایی را به تصویر می کشد که لوئیز را مجبور می کند عاشق یک مرد متاهل شود و با همسرش دوست شود ، او نمی تواند این واقعیت را نجات دهد که لوئیز فقط یک عروسک برای ادامه داستان است. از لوئیز ، ما فقط حقایق لازم را برای اثبات انگیزه های او برای خوابیدن با دیوید و اینکه او نیاز به کمک در مورد ترس های شبانه دارد ، می دانیم. به غیر از بهترین دوست که پس از اولین اقدام ناپدید می شود ، لوئیز ظاهراً تنها پسرش است. او همچنین تنها شخصیت سیاهپوست در این مجموعه است که منطقی است زیرا اگر او یک دوست سیاه پوست داشت ، آنها بسیار جدی تر بودند که وی احمقانه رفتار کند برای مردی با همسری که همه نوع آزار دهنده است. و به همین منظور ، سرقت آژانس یک زن سیاه پوست به دلیل اینکه یک مرد سفید پوست تصمیم می گیرد از بدن او به عنوان وسیله ای برای رسیدن به هدف استفاده کند ، سرقت شده است. . . یک انتخاب.

پشت چشمانش

صحبت از راب ، چه آشفته لعنتی! دوست داشتم راب را کاملاً داشته باشم زندگي كردن عضو بازیگران چون شخصیت او یکی از جذاب ترین شخصیت هاست. او معتاد و فقیر است – آرزوی تجملاتی را دارد که می بیند آدل در آن زندگی می کند ، گرچه واقعیت چگونگی دستیابی او به این ثروت را نادیده می گیرد. او خودخواه ، بی رحم و بی رحم است ، شخصیتی که همیشه نفرت انگیز است وقتی آنها هر کاری می کنند تا به خواسته های خود برسند. اما شخصیت او را داشته باشد کشتن دو زن و حمله به بدن آنها ، بنابراین او می تواند با یک مرد مستقیم رابطه برقرار کند گزینه دیگری است که می توانست با اندکی تفکر در پیش نویس ها انجام دهد.

به نقل از آنا شای ، نمادین از Netflix امپراتوری بلینگ، “هیچ دیکی به این خوبی نیست.”

بین دیوید که هیچ ایده ای با چه کسی ازدواج کرده است و داشتن رابطه جنسی با او سال ها، و خیلی زود پس از از دست دادن پدر و مادرش در اثر آتش سوزی در خانه ، آدل توسط بهترین دوست خود که به عنوان خانواده فکر می کرد کشته شد ، این خیلی زیاد است. این یک پیچ و تاب باعث می شود آنچه که می تواند یک هیجان جذاب جذاب در روابط باشد (فکر می کردم از مسیر چند همسری پایین می رویم!) به یک آشفته سورئال تبدیل می شود. من یکی را برای آنچه ممکن است بوده می ریزم.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>