چارچوب بندی بریتنی اسپیرز باعث تغییر دیدگاه من در مورد افراد مشهور شد


بریتنی اسپیرز در 4 نوامبر 2000 در Gelredome ، آرنهم ، هلند روی صحنه می رود. (عکس از Rob Verhorst / Redferns)

قاب بندی بریتنی اسپیرز دقیقاً روشن کرده است که چگونه رسانه ها هر حرکت بریتنی اسپیرز را به سمت روایتی سوق می دادند که از حاشیه سود آنها سود می برد – از رابطه جنسی با او در سنین پایین ، بهره برداری از روابط عاشقانه او و تبدیل بحران سال 2007 او به یک داستان پردرآمد.

وقتی آن را تماشا می کردم ، بلافاصله احساس گناه کردم. من شخصاً سالها با وسواس در مورد افراد مشهور ، غواصی در اینترنت ، برای کشف تفاوتهای ظریف در روابط آنها ، و فرضیات مربوط به زندگی خصوصی آنها را بر اساس عکسهای پاپاراتزی و عناوین قابل توجه خود گذرانده ام.

من خودم را طرفدار بریتنی می دانستم ، با این حال یکی از کسانی بودم که “فروپاشی” وی را از نزدیک دنبال کردم ، در مورد استفاده اخیر وی در شبکه های اجتماعی شوخی کردم و از عبارت “اگر بریتنی از 2007 زنده ماند ، می توانید زنده بمانید” استفاده کردم. مستندی که توسط مجله نیویورک تایمز، به من فهماند كه از یك متحد دور هستم و مرا مجبور كرد كه با رابطه خود با فرهنگ مشاهیر مقابله كنم. برای اولین بار ، سعی کردم خودم را به جای بریتنی بگذارم. من سعی کردم تصور کنم که هنگام زندگی عمومی وقتی مردم تماشا می کنند چه حسی احساس می شود ، در حالی که تعداد زیادی از مردم برای دریافت فیش حقوقی به من اعتماد می کنند. من که شخصی خصوصی و بدون هیچ شهرتی هستم ، می دانم تلاش من برای درونی کردن بیش از یک دهه از آسیب های بریتنی کسری از آنچه او در واقعیت احساس کرده و همچنان احساس می کند بود.

با حرکت به جلو ، من شخصاً متعهد شده ام که قبل از فرضیات یا اعتقاد به هر عنوانی که برای ارائه سرگرمی تهیه شده ، خودم را بررسی کنم. مطمئناً ، شایعه پردازی در مورد اینکه چگونه چنین و چنان همسرشان را تقلب می کند ، اینکه این شخص به شهرت احمق بودن شهرت دارد و اینکه چگونه آن شخص این کار دیوانه ، دیوانه و خارج از شخصیت را در انظار عمومی انجام داده ، آبدار است. اما چیزی که من متوجه آن شده ام – و باید درمورد آن کاملاً می دانستم – این است که ما جنبه آنها از داستان را نمی دانیم. فراتر از آن ، ما نمی دانیم که یک نمایش عمومی بر سلامت روانی آنها تأثیر می گذارد.

بااینکه قاب بندی بریتنی اسپیرز بریتنی به یک دلیل دیگر خبرساز شده است – عذرخواهی عمومی که از مشاهیر مانند جاستین تیمبرلیک و اخبار مربوط به محافظه کاری تجدید نظر شده او سرازیر می شود – من مردد هستم که بگویم روزنامه ها و پاپاراتزی ها برای احترام بهتر به حریم خصوصی افراد در کانون توجه اکنون یا هر زمان دیگری تغییر می کنند . اینگونه پول در می آورند. گرچه داستان بریتنی طی سالهای گذشته از فرهنگ پاپ به خبرهای اصلی پیوسته است ، اما او به وضوح تنها مشهور نیست که از نظارت رسانه ای ، فشار صنعت و برداشت های آسیب رسان از جامعه رنج می برد.

اما امیدوارم: بین فشار طرفداران برای بهتر شدن نشریات و افزایش آگاهی در مورد بهداشت روانی و اهمیت حریم خصوصی ، حرکت به سمت گزارش اخلاقی و دقیق تر غیرممکن است. به هر حال ، نشریات دوست دارند مردم استفاده از عکسهای پاپاراتزی از بچه های مشهور در سال 2014 متوقف شد. اگر بخواهیم هنجار قانونی را لغو کنیم ، یک سفر طولانی در پیش است ، اما من از شما می خواهم که شروع به کار کوچک کنید و دوباره ارزیابی کنید که چگونه شخصاً فرهنگ مشهور و مشهور را به عنوان یک مکان شروع می کنید. پس ممنون نیویورک تایمز برای دادن ما قاب بندی بریتنی اسپیرز – بدون آن ، مطمئن نیستم که آیا هرگز با چگونگی تفکر یا رفتار با افراد مشهور روبرو شده ام.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>