چگونه سبک شخصی من بعد از همه گیری تغییر کرد

[ad_1]

داریا یازمینه

لباس پوشیدن برای هر موقعیتی همیشه برای من دردسر ساز بود. صرف نظر از تشریفات ، صرف شام با یک دوست یا رفتن به یک توپ تحریم شده در دانشگاه است ، من دوست داشتم وقت بگذارم و لباسی را که دوست داشتم جمع کنم. اما نداشتن فشار بیرون رفتن برای هر رویداد اجتماعی که قبل از قفل شدن در سال گذشته به آن عادت کرده بودیم ، به من اجازه داد در یک سال گذشته راحتی بیشتری را در کمد خود پیدا کنم.

در حالی که دنیا به روش های خاص خود جدا شده بود – در آپارتمان های آنها با هم اتاقی ها ، خانواده یا افراد قابل توجه دیگر – من با همراهی افکار خودم در خانه بودم. در این مدت ، من سعی کردم تا حد ممکن در یک روال عادی بمانم ، لباسهای زیبا بپوشم و موهایم را آرایش کنم و برای جلسه مهم گاه و بیگاه بزرگنمایی کنم.
بعد از حدود یک ماه ، این کار متوقف شد. چه دلیلی داشت که حداکثر 15 دقیقه لباس بپوشم که فقط همه چیز را دربیاورم و ژاکت محبوب خود را بپوشم و روزم را ادامه دهم؟

در طی پنج ماه انزوا – قبل از شروع کار شخصاً دوباره یا دیدار با خانواده ام – در لباس هایی که قرار نیست برای نمایش باشد ، بلکه فقط برای زندگی در آن است ، راحتی پیدا کردم. همه چیز اختیاری شد: پوشیدن شلوار در طول یک ملاقات ، ترک خانه و برنامه های اجتماعی از هر نوع.

بیشتر روزها در حین قفل کردن ، می رقصیدم تا خودم را فعال و مشغول نگه دارم. بیشتر اوقات ، من لباس تمرینی معمولی می پوشم تا خودم را از نظر ذهنی آماده کنم ، اما هر از چند گاهی ، به طور خاص وقتی که کمی احساس خودم را بیشتر می کردم ، روی یک جفت پاشنه پا می کردم تا آن لایه اضافی از پیتزا را به تمرین عادی من من اهمیت وجود لباسهایی را که باعث خوشحالی من شده است ، صرف نظر از شکل ظاهری آنها ، یاد گرفتم.

داریا یازمینه - تمرین پاشنه

اکنون که اوضاع دوباره آغاز شده است و فشار بیشتری برای معاشرت با روش قبلی ما وجود دارد ، من قصد ندارم دوباره به لباس هایی بپردازم که به نام مد باعث آگاهی از خود یا ناخوشایند شوند. من لباسی می پوشم که احساس اعتماد به نفس و شیکی در من ایجاد می کند ، بدون اینکه راحتی را به خطر بیندازد. بعضی روزها این یک پیراهن می شود ؛ دیگران ، این یک لباس ساده با یک جلیقه زیبا یا چیزی در این بین خواهد بود.

وقتی 21 ساله شدم و برای جشن گرفتن به یک بار رفتم ، لباس پوشیدن برای بیرون رفتن چشم نواز بود. آنقدر عادت کرده بودم که شلوار عرق ، شلوار چسبان و شلوارک بپوشم که یادم نرود چگونه بیرون رفتن. من بسیاری از لباس های بالقوه را مرور کردم و آنها را کنار زدم ، زیرا یا احساس نمی کردم خودم باشم یا می دانستم که در آخر شب ناامید می شوم زیرا چیزی راحت (و هنوز هم زیبا) انتخاب نکردم برای خودم. دوباره اجتماعی تر بودن به این معنی نیست که باید کمد لباس هایمان را کاملاً عوض کنیم. در پایان ، من رسانه شاد خود را پیدا کردم: یک بالاتنه زیبا که با شلوار یوگای شعله ور که می توانستم تمام شب در آن برقصم ، ست کردم و در همان زمان احساس زیبایی کردم

من و دوستانم که به شب بیرون می رفتیم ، من در مورد آنچه هر یک از ما پوشیده بودیم بحث کردیم (همانطور که شما برای هماهنگی مناسب انجام می دهید) ، و همه ما فهمیدیم که چه مدت از ما گذشته است که ما برای یک شب لباس بیرون نمی پوشیم و به هر کدام نگاه می کردیم دیگری برای راهنمایی. در آخر همه به تکه هایی متکی بودیم که باعث می شد علاوه بر زیبایی ، احساس خوبی هم داشته باشیم. وقتی نوبت به لباس می رسد ، همه افراد وسایلی دارند که می توانند یک لباس را درست کنند یا آن را بشکنند ، اما از این به بعد ، عامل تعیین کننده برای من ، چه حسی در آن دارم؟

منبع تصویر: عکاسی POPSUGAR / داریا یازمینه

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>