چگونه عکس گرفتن با بیکینی به من کمک کرد بدنم را دوست داشته باشم

[ad_1]

نمای نمای نزدیک زن غیرقابل شناسایی در حال قدم زدن در ساحل در حالی که آب دریا روی پاهایش پاشیده است.  در نور کم غروب آفتاب شلیک کنید.منبع تصویر: گتی / gilaxia

من سالها است که در سکوت احساس ناراحتی از پوشیدن بیکینی کرده ام. وقتی نوجوان بودم ، در مورد دستگیره های عشقی که فکر می کردم خودم را آگاه می کنم ، علی رغم اینکه من هیچ دسته عاشقی ندارم و اگر چنین کنم مشکلی نخواهد داشت. ناراحتی من از قرار گرفتن در معرض معده فقط وقتی تشخیص داده شدم که دچار اختلال در خوردن شده ام و وارد معالجه شدم. من از همه جنبه های بدن در حال بهبودی بیش از حد آگاه شدم و احساس می کردم که به سرعت تغییر می کند که آشفته می شود. در طی دو سال از آن زمان ، من هرگز به طور کامل با “بدن تابستانی” خود که به طور تکان دهنده ای از جسمی که یک عمر در تلاش برای پذیرش آن بوده ام ، احساس آرامش نمی کنم. اما حتی اگر تابستان – با فشارهای مداوم برای کاهش ، تنش و رژیم غذایی قبل از شروع فصل بیکینی – به نظر می رسد همیشه خیلی سریع اتفاق می افتد ، این تابستان برای من متفاوت خواهد بود ، همه این به لطف یک روز ساحل ، یک بیکینی ، دوست پسر من ، یک دوربین و یک عکسبرداری خودجوش.

من و دوست پسرم آنقدر خوش شانس هستیم که می توانیم در یک شهر ساحلی زندگی کنیم و در تمام مدت رابطه مان ، ساحل پناهگاهی امن برای ما بوده است. وقتی COVID-19 سال گذشته جایی را که می توانستیم با خیال راحت به آنجا برویم محدود کرد ، ساعت ها ساعت ها در ساحل گذراندیم – آفتاب گرفتیم ، یکدیگر را جسارت کردیم تا سرمان را در آب سرد قرار دهیم و از زندگی و آینده خود صحبت کنیم. بنابراین وقتی امسال هوا گرم شد و فهمیدیم که چند ماهی می شود که آخرین بار در مکانی نزدیک به اقیانوس بوده ایم ، داشتن یک روز ساحل یک انتخاب آشکار به نظر می رسید. علی رغم رزروهای مداوم من در مورد وضعیت دائماً تغییر دهنده معده ، دوست پسرم من را ترغیب کرد که یک بیکینی بنفش کم رنگی که برایم خریده بود بپوشم. پس از عذاب ناشی از تصمیم ، من لباس شنای مانع شکم را پوشیدم و به سمت ساحل حرکت کردیم. من فهمیدم که تلاش برای بیرون آمدن از منطقه راحتی من ممکن است به نفع من باشد – اما هنوز نمی دانستم که واقعاً چگونه زندگی تغییر می کند.

وقتی به ساحل رسیدیم ، من با بیکینی جدیدم دور و برم ، سعی کردم آن را طوری قرار دهم که پوست هرچه کمتری نشان دهم. من کاملاً راحت نبودم و می خواستم مخفیانه همه لباسهایم را دوباره بپوشم ، اما سرانجام وقتی با هم وارد آب شدیم همه اعصابم را فراموش کردم. پس از چند دور اجازه دادن به امواج متناوب بر روی ما و آفتاب گرفتن بر روی ماسه ها ، دوست پسر من پیشنهاد داد که در ساحل از یکدیگر عکس بگیریم. من همه طرفدار ایده خودجوش او بودم – بالاخره کیست که عاشق عکسهای ساحلی قابل انعطاف در Instagram نباشد؟ اما لحظه ای که او تلفن خود را بیرون آورد تا از من در حالی که آرام در ماسه گرم قرار گرفتم عکس بگیرد ، من فهمیدم که معده من چقدر در معرض دید قرار گرفته است – و اینکه چقدر به نظر می رسد معده قبل از بهبود من است.

tmp_3oVkLA_1ffa043821c6f781_bikini.JPGمنبع تصویر: کلی داگلاس

هنوز هم ، قسمت كوچكی از من به این ایده علاقه مند شدم كه شخصی كه دوستش دارم در حالی كه بیكینی را به رنگی كه من عاشقش هستم ، عكاسی كند. پاهایم را در ماسه دراز کردم و به دوربین خیره شدم. به بالای شانه ام نگاه کردم و روی امواج اقیانوس ایستادم. من پاهایم را به موقعیتی تقلیل دادم که با جلد آلبوم بریتنی اسپیرز رقابت می کرد و لبخند روشنی می زدم ، و فراموش می کردم که کل مدت ، معده ام – بزرگترین ناامنی من – کاملاً مشهود است. من “مکش” نکردم یا استراتژیک معده ام را نوازش نکردم زیرا کاملاً در آن لحظه گیر کرده بودم. با همه اهداف ، معده من به نظر نمی رسید.

بعداً همان روز ، وقتی عکس هایی را که دوست پسرم گرفته دیدم ، شکمم تنها چیزی بود که می دیدم. من می دانستم که دوست پسرم فکر می کند که هر چقدر شکمم به نظر می رسد بسیار زیبا به نظر می رسد ، اما به نظر نمی رسید که از درک خودم عبور کنم که معده ام به لباس شنای آشکار متعلق نیست. من هر اینچ از بدنم را نقد کردم ، حتی بعد از اینکه دوستان متعددی به من اطمینان دادند که فارغ از اینکه در چه مرحله از بهبودی اختلال خوردن قرار دارم ، شگفت انگیز به نظر می رسم. تمام آنچه که تصور می کردم بدن قبل از بهبودی من بود – بیمار بدن – و چقدر می خواستم کاملاً به اختلال خوردن برگردم. من در نهایت عکس های بیکینی را در شبکه های اجتماعی منتشر کردم ، زیرا زیبایی ساحلی آنها را دوست داشتم ، اما هیچ اظهار نظر چاپلوسی نتوانست مشکل چندین ساله من را با شکم در معرض دیدم حل کند.

برای اولین بار دیدم خودم – نیمه برهنه و در معرض احساسات ، اما خوشحال و مطمئن.

چند روز بعد ، پس از حذف ذهنی خودم از ساحل و عکس ها و نظرات اینستاگرام ، به عکس های بیکینی موجود در رول دوربین نگاه کردم. با کمال تعجب ، شکمم را ندیدم – زنی را دیدم که با ظرافت در ساحل قرار می گرفت و لبخند روشنی می زد ، خوشحال و سالمتر از همیشه به نظر می رسید. من دیدم که بنفش چشمگیر بیکینی اش چقدر پوست رنگ پریده و موهای قهوه ای تیره اش را تکمیل می کند. و من متوجه شکم او شدم ، نه به این دلیل که به هیچ وجه قابل توجه بود ، بلکه به دلیل اینکه کاملاً زیبا به نظر می رسید ، مثل اینکه متعلق به یک بیکینی باشد. برای اولین بار دیدم خودم – نیمه برهنه و در معرض احساسات ، اما خوشحال و مطمئن ، مانند هر شخص دیگری با هر “بدن تابستانی”.

من هرگز فکر نمی کردم که بتوانم با معده ام صلح کنم و راحت آن را با دوچرخه سواری ، مخصوصاً در بهبود اختلال در خوردن غذا ، مهار کنم ، اما عکسبرداری خودجوش من با دوست پسرم به سالها ناامیدی از بدن در حال بهبودی کمک کرد. در این تابستان ، من رژیم ها و رژیم های ورزشی را به نفع پذیرش “بدن تابستانی” خود کنار می گذارم – زیرا بدن و همه بدن ها همیشه ارزش نشان دادن در ساحل را خواهند داشت ، مهم نیست که جامعه باور ما را داشته باشد.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>