Never Have I Ever Devi Vishwakumar Bravery Essay Personal

[ad_1]

NEVER HAVE I EVER (L to R) MAITREYI RAMAKRISHNAN در نقش DEVI VISHWAKUMAR در قسمت 202 از NEVER HAVE I EVER CR.  دادگاه NETFLIX 2021

بسیاری از مردم Devi Vishwakumar را در نظر می گیرند Never Have I Ever شخصیت مشکل ساز باشد او دروغ می گوید ، به افرادی که دوستش دارد آسیب می رساند و تصمیمات خودخواهانه ای می گیرد – این خیلی درست است. با این حال ، هنگامی که صحبت از شخصیت Devi می شود ، چیزی در مورد اصالت باید گفت زیرا او به ندرت کسی جز خودش است. او بی رحمانه (عمدتاً) و از این که خود واقعی اش باشد نمی ترسد ، مهم نیست که چقدر از نظر فرهنگی نامناسب یا اخم به نظر می رسد. به همین دلیل است که هنگام تماشای فصل جدید از Never Have I Ever احساس کردم که نسبت به دوی حسادت می کنم و آرزو می کنم وقتی در سن او هستم بیشتر شبیه او باشم.

من در بریتانیا متولد شدم و بیشتر عمر خود را در یک خانواده جنوب آسیایی گذرانده ام ، با فاصله سه ساله که در ساوتهمپتون با هم خانه های دانشگاهی خود زندگی می کردم و محیط فعلی من در آپارتمان خودم. در طول دوران کودکی و زندگی نوجوانی ام ، می گویم که والدین من از حد سختگیری معقولی برخوردار بودند – قطعاً حداقل بیشتر از مادر دوی ، نالینی. من اجازه دیدار با دوستان خارج از مدرسه را داشتم ، من به مهمانی های خانه خود رفتم و حتی موفق شدم پدر و مادرم را متقاعد كنم كه به من اجازه دهند به جشنواره Reading برگردم ، به علاوه یك سفر كل سال به Zante در یونان . با این حال هنوز احساس می کنم می توانم ریسک های بیشتری را انجام دهم و نسخه معتبرتری از خودم باشم.

به عنوان یک زن آسیایی جنوبی که در انگلستان پرورش یافته است ، به راحتی احساس می کنید که گاهی اوقات زندگی دوگانه ای دارید. وقتی با پسرعموها ، مادربزرگ و پدر و مادر خود هستید ، “شما” هستید و وقتی از همه آن افراد دور هستید ، “شما” هستید. وقتی بزرگ شدم ، با خانواده ام در مورد اوضاع و احوال مدرسه چگونه باز نبودم ، هرگز از دوستان مرد به خانه ام دیدن نکرده بودم یا به اتاقم دزدیده شده بودند و به ندرت دوستانی برای خواب داشتم. هنگام تماشای نمایش ، نمی توانم احساس کنم که تجربه من با شخصیت دیوی ویشوکومار بسیار متفاوت است. با مشاهده انتقال او از مدرسه به خانه خانوادگی ، احساس می کنم که بر خلاف مورد من ، هیچ تغییری در شخصیت ، نظرات و نحوه صحبت او وجود ندارد.

دیوی از نظر زبانی که استفاده می کند با خانواده اش بسیار روبرو است و در مورد فحش دادن ، صحبت در مورد رابطه جنسی یا قرار ملاقات – این موضوعاتی است که به طور معمول در فرهنگهای آسیای جنوبی ممنوع است – واقعاً جلوی خود را نمی گیرد. در مقایسه ، من حتی از مادرم نپرسیدم که چه دوره هایی بود تا برای من اتفاق بیفتد ، و این به این دلیل نبود که من از آنها مطلع نبودم. فقط احساس ناخوشایندی برای مطرح کردن آن وجود داشت. من هرگز (تا به امروز) علیرغم این که پنج سال با دوست پسرم بودم (در مورد این که ما با هم زندگی می کنیم) آشکارا در حضور والدینم قسم نمی خورم و یا در مورد قرار ملاقات با آنها صحبت نمی کنم. مطمئناً عوامل دیگری علاوه بر شخصیت گستاخانه دیوی نقش دارند ، اما من نمی توانم به همه این کارهایی که او با خوشحالی انجام می داد و می گفت ، بدون ترس از قضاوت ، توجه کنم و باعث شود من آرزو کنم که می توانستم فقط در جوانی شجاعانه

نکته احتمالی احتمالاً قسمتی است که او بینی خود را سوراخ می کند ، زیرا او است تا حدودی نگران صحبت های مادرش است. حتی در آن صورت ، سوراخ کردن بینی او نتیجه مستقیم پنهان شدن او از خانه در نیمه شب برای معاشرت با پسران است ، و او خیلی سریع به راه حلی می رسد که “فقط آن را بیرون می آورد” قبل از دیدن مادرش به هر حال صبح روز بعد.

نمی توانم تعجب کنم که اگر من ریسک های بیشتری را می پذیرفتم و از این نمی ترسیدم که خانواده ام در مورد برخی از موضوعاتی که در مورد آنها صحبت کردم ، رفتارم یا کارهایی که انجام می دادم چگونه فکر می کردند ، زندگی من چگونه بود. شاید یک رابطه بازتر نتیجه یا سطح بالاتری از درک مبارزات بزرگ شدن در یک جامعه غربی باشد. در هر صورت ، امید من برای دیگر دختران جوان آسیایی جنوبی که این نمایش را تماشا می کنند این است: ریسک کنید. البته در حد منطق ، اما وقت بگذارید تا زندگی “دوگانه” را تا آنجا که می توانید ادغام کنید ، بدون اینکه خیلی نگران این باشید که درباره شما چه گفته می شود یا در مورد شما فکر می شود. از آنجا که حقیقت این است ، زندگی بسیار کوتاهتر از آن است که بتوانیم با حسرت زندگی کنیم ، و همه ما می توانیم با کمی بیشتر Devi Vishwakumar رفتار کنیم.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>