The One توسط John Marrs Spoilers Book and Ending

[ad_1]

من بسیاری از رمان های مهیج را خوانده ام – مانند ، زیاد – و یکی از توسط جان مارس بهترین پیشنهادی است که من در مدت زمان طولانی دریافت کردم. پرفروش ترین کتاب بین المللی که در آینده ای نزدیک تنظیم می شود ، داستان پنج شخصیت اصلی را می بافد که همگی از طرق مختلف تحت تأثیر آزمایش انقلابی DNA قرار می گیرند که شریک ایده آل شما را پیدا می کند. همانطور که شاید بتوانید از روی جلد آن را تشخیص دهید ، همه چیز با یک افسانه رقم نمی خورد عروسی. روابط شکسته می شود ، اسرار آشکار می شود و سرانجام خون می ریزد.

نت فلیکس این کتاب را به صورت مجموعه ای درآورده است و فقط به نمایش تریلر (زیر) نیاز دارد تا متوجه شوید این نمایش به طرز باورنکردنی با کتاب متفاوت است. قبل از اینکه به این اختلافات اساسی بپردازیم ، نگاهی به کتاب بیندازیم. اگر آن را خوانده باشید ، این به عنوان یک دوره تازه سازی خوب قبل از غواصی در این نمایش خدمت می کند. اگر این کار را نکرده اید ، خود را برای برخی از مگاسپایلرها مهار کنید. (اگرچه از شما خواهش می کنم کتاب را بخوانید!)

از آنجا که کتاب توسط دیدگاه های شخصیت ها تجزیه شده است ، من همین قسمت را تقسیم بندی می کنم.

مندی

به زودی پس از مسابقه مندی با ریچارد ، یک مربی شخصی ، متوجه شد که او مرده است. او در مراسم خاکسپاری وی شرکت می کند و پس از معرفی ناخوشایند ، با مادرش ، پت و خواهرش ، کلوئی ملاقات می کند. او با آنها پیوند محکمی می بندد و با از دست دادن همسر روح خود ، با داشتن فرزندش موافقت می کند. بله ، ریچارد پس از زنده ماندن در بیماری در نوجوانی ، اسپرم خود را نجات داد.

مندی از خانواده اش دور می شود ، که نمی توانند وضعیت او را درک کنند و نگران سلامت عقل او هستند. او که می خواهد ریچارد را بیشتر بشناسد ، با یکی از دوست دخترهای سابق او تماس می گیرد ، که تصویر کامل او از ریچارد را خرد می کند. او نه تنها یک زن بازیگر سریال بود ، بلکه پت و کلوئی نیز سعی کردند آن را بدست آورند او بچه اش را داشته باشد. اوه ، و ریچارد نمرده است. ریچارد پس از یک سانحه وحشتناک ، در یک خانه سالمندان زندگی می کند و در مرحله رویشی طولانی مدت قرار دارد.

مندی که اکنون به ترم کامل نزدیک می شود ، برای بسته بندی وسایلش به خانه پت می رود. پس از درگیری با پت و کلوئی ، مندی از پله ها پایین می افتد و در بیمارستان از خواب بیدار می شود. نوزاد او از طریق بخش C زایمان شده است. . . و اکنون گم شده است. مندی و پلیس سرانجام مادر و دختر را ردیابی می کنند و در حالی که پت نزدیک بود کودک را بکشد ، او زنده می ماند.

قسمت کتاب مندی با بردن کودک توماس برای ملاقات پدرش در خانه سالمندان به پایان می رسد. ریچارد ، برخلاف همه شانس ها ، “به آرامی و هدفمند” دست پسرش را می گیرد.

کریستوفر

کریستوفر یک قاتل زنجیره ای در وسط هیاهوی اطراف لندن است. وی با الهام از برخی از قاتلان پرکار دنیا تصمیم دارد 30 زن را به قتل برساند. کریستوفر که یک شخص اجتماعی توصیف شده است ، از طریق برنامه های دوست یابی با قربانیان خود ملاقات می کند. او از برنامه خود راضی است ، تا زمانی که با DNA خود مطابقت پیدا کند: امی ، یک افسر پلیس.

در حالی که به پای امی می افتد ، می بیند که از کشتارهای وحشتناکش رضایت کمتری به دست می آورد. (روشهای وی شامل خفه كردن قربانیان با گاروت است.) سرانجام كریستوفر پس از رسیدن به خانه شماره 30 ، بزرگتر شد – توسط امی.

او هویت او را خرد کرده و از مردی که فکر می کرد دوستش دارد وحشت دارد. امی پس از انتخاب مغز خود درمورد اینکه چرا می کشد ، کریستوفر را با سلاح قتل خود خفه می کند و بدن او را به آتش می کشد. در یک پیچ و تاب شاعرانه ، او سی امین قربانی ولگردی و قانونی شکنی خود می شود.

https://www.youtube.com/watch؟v=yGgbNCkJqSM

یشم

جید برای دیدار با مسابقه خود به سراسر دنیا پرواز می کند ، اما کوین اصلاً آن چیزی نیست که انتظار داشت. وی دارای لنفوم مرحله چهار است و به نظر می رسد پوسته ای از مردی است که در نمایه وی تصویر شده است. در حالی که او در ابتدا در پردازش اطلاعات مشکل دارد ، جید تصمیم می گیرد به همان اندازه که کوین را ترک کرده است با او وقت بگذارد. در هفته های منتهی به مرگ او ، جید روح کوین را زنده می کند ، اما او هرگز احساس نمی کند جرقه ای که به او گفته شده است پس از دیدار با او احساس می کند. سپس به او ضربه می زند – او عاشق برادر کوین ، مارک است. هنوز هم او موافقت می کند که با کوین ازدواج کند.

جید و مارک احساسات خود را نسبت به یکدیگر تا زمان مرگ کوین انکار می کنند. شبی که آنها سرانجام با هم می خوابند ، مادر مارک ، سوزان ، جید را که از اتاق پسرش بیرون می آید ، می گیرد. این زمانی است که مارک به همه چیز اعتراف می کند: کوین هرگز مسابقه ای پیدا نکرد. جید از ابتدا مسابقه مارک بوده است ، و مارک اجازه داد کوین این باور را داشته باشد تا امیدوار باشد. این افشاگری برای جید ویران کننده است ، که خود را متقاعد کرده بود که شخصی وحشتناک برای عاشق نشدن کوین است.

جید پس از مدتی زمان برای بهبودی ، قلب و دلش با سوزان است. در یک حرکت سریع ، جید و مارک با هم راهی یک سفر جاده ای می شوند و می دانند که مطابقت دارند.

بریدگی کوچک

نیک با خوشبختی با سالی نامزد شده است ، تا زمانی که او را متقاعد کند که هر دو باید آزمایش DNA را انجام دهند تا تأیید کنند که در واقع مطابقت یکدیگر هستند. به طور طبیعی ، آنها نیستند. . . و نیک با شخصی به نام اسکندر مطابقت دارد. نیک که هرگز احساساتی را نسبت به مرد دیگری تجربه نکرده ، یک بحران بزرگ هویتی را پشت سر می گذارد. این احساسات هنگام دیدار با الکس که مشخص می کند صاف است ، گیج می شوند و هر دو شروع به دیدن یکدیگر می کنند.

وقتی نیک به طور فزاینده ای با سالی بی ادب می شود ، متوجه می شود که الکس را دیده است و خواستگاری را لغو می کند. نیک موافقت می کند که با الکس به نیوزیلند سفر کند و درست زمانی که قصد ترک آن را دارد ، سالی به او می گوید که باردار است. او موافقت می کند تا برای مراقبت از نوزاد در انگلستان بماند و آینده خود را با همسر روح خود کنار بگذارد. وقتی سالی در اثر زایمان بر اثر آنوریسم مغز می میرد ، اوضاع حتی فاجعه بارتر می شود. کودک “پوست او به اندازه موهایش قهوه ای تیره بود” و مشخص است که نیک پدر بیولوژیکی نیست – دوست آنها دیپاک است.

اگرچه نیک با کشف این که سالی به او خیانت کرده بود ، خرد شده است ، اما او کودک را دوست دارد. دیپاک که خانواده ای شخصی برای خود دارد ، حق خود را امضا می کند و نیک و نوزادش برای زندگی با الکس در نیوزیلند می روند.

الی

الی نابغه ای است که “ژن تطبیق” را کشف کرده و آزمایش DNA را ایجاد کرده است. الی که مورد تحسین بسیاری قرار گرفته و افراد خطرناکی از او متنفر هستند ، مضحکاً موفق است ، بنابراین قابل درک است که در مورد اینکه ممکن است مسابقه اش بعد از ثروتش باشد ، شک کند. در ابتدا ، او به تیموتی نمی گوید که واقعاً کیست ، اما پس از اینکه زنی هنگام قرار ملاقات بر روی او رنگ قرمز پاشید ، تمیز می شود. به نظر می رسد تیموتی اصیل است و به خودش اجازه می دهد عاشق او شود. این دو نامزد می شوند.

تا زمانی که یک مهمانی در یک شرکت شرکت نمی کند ، الی از تیموتی که صاحب آن است ، برمی خیزد واقعی نام متیو است ، برای کاری با کسی از تیم استخدام خود مصاحبه کرده بود. او نگاه تیمی به او دارد ، اما این متیو است که تمام قطعات را برای او در یک شب سرنوشت ساز جمع می کند.

مادر او سالها پیش برای الی کار می کرد ، زمانی که الی بدون اجازه آنها هنوز روی DNA کارمندان و کارگران دولتی خود آزمایش می کرد. فریب او باعث شد پدر متیو مادرش را برای مسابقه خود ترک کند. مادرش به مشروبات الکلی و مواد مخدر روی آورد و سرانجام مطابقت خود را پیدا کرد ، یک کودک شیطان صفت. او قبض دادگاه خود را پرداخت و هیچ چیز باقی نماند. او در آتش سوزی خانه ای که سیگار برپا کرده بود درگذشت.

متیو می خواهد الی دردی را که سالها به آن تحمل کرده احساس کند ، اما علاوه بر این ، او می خواهد او را تحقیر کند. او هرگز مطابقت او نبود ، و به لطف اشکالی که در این برنامه کاشته بود ، شرکت وی طی چند ماه گذشته میلیون ها کبریت را به اشتباه شناسایی کرده است. در حالی که او از الی دور می شود ، او با یک رگبار به او حمله می کند و او می میرد. اما متیو دارای یک شبکه ایمنی است – کل تعامل آنها ثبت شده است و به طور خودکار به اینترنت منتقل می شود.

اگرچه الی به وضوح مردی را با خونسردی کشت ، اما او را به عنوان یک قهرمان برای بازماندگان سو abuse استفاده در همه جا شناخته می شود. این کتاب با پایان یافتن حکم هیئت منصفه به پایان می رسد.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>